در حرم امام رضا(ع) به یاد همه شما همرهان همیشه خبرنگارهستم

السلام علیک یا علی بن موسی ایهاالرضاالمرتضی

دوسال پیش توفیق نصیب  من شد و با رای نمایندگان مؤسسات قرآنی سراسر کشور به عنوان عضو هیئت مدیره اتحادیه کشوری انتخاب شدم.دو سال خدمت  به قرآن در اتحادیه به پایان رسید و  از امروز برای شرکت در مجمع عمومی اتحادیه کشوری موسسات قرآنی  رهسپار مشهد مقدس هستم،به یاد همه شما دوستان همراه همیشه خبرنگار در حرم امام رضا(ع) هستم و  اگر نم اشکی از چشمانم بیرون زد بدانید که شما هم سهمی خواهید داشت.در این میان اگر عمری باقی بود و شرایط بروزرسانی  تارنگاردر مشهد برایم فراهم بود تلاش می کنم که  شما را بی خبر نگذارم.با شعر معروف  مرحوم آقاسی دل شما  و خودم را پیشاپیش به حرم نورانی امام رضا (ع)می برم.التماس دعا

می دونی می خوام کجا برم             می دونی می خوام چیکار کنم                  

  می خوام برای کفترا                     یه خورده گندم ببرم
اونجا که گنبدش طلاست                 با کفتراش پربزنم              

  دوسش دارم اماممه                    در خونشو در بزنم
بعضی شبا تو خونمون                  بابام به مادرم می گه  

  می خوام برم امام رضا                  به خدا دلم تنگ دیگه
بابام می گه امام رضا                      مریضا رو شفا می ده       

  دوای درد مردمو                           از طرف خدا می ده
می خوام برم به مشهد و                یه هفته اونجا بمونم

 تو حرم امام رضا                           نماز حاجت بخونم
بهش   بگم امام رضا                      مریضا رو شفا بده    

دوای درد مردمو                             از طرف خدا بده

آقاجون می خوام بیام به مشهدت   

به طواف کفترای گنبدت      

  براشون یه کیسه گندم بیارم                                 خبر از دردای مردم بیارم        

بهشون بگم برام دعا کنن                                 اونقدرتا که تورو رضاکنن

 

برای رهایی از این وابستگی باید کاری کرد

برایتان نوشتم که اشکال بوجود آمده در بلاگ اسکین،سایت سرویس دهنده قالب وبلاگ به همیشه خبرنگار سبب شد که صبح امروز پس از بروز رسانی وبلاگم،  قالب آن به قالب پایه بلاگفا تغییر پیدا کند.خوشبختانهظهر امروز مشکل بلاگ اسکین حل شد . فکر می کردم که برای کدهای قالب  وبلاگم مشکلی بوجود نمی آید. بلاگ اسکین آمد ولی از قالب وبلاگم خبری نشد.اگرچه نسخه پشتیبان آخرین تغییرات کدهای قالب وبلاگم موجود است؛ ولی برای پیشگیری از مشکلات بعدی ،تصمیم من برای رهایی از این وابستگی جدی تر از گذشته شده است. از این رو شما بینندگان همیشه خبرنگار می بایست تا چند ماه آینده به این قالب ساده عادت کنید. در این میان اگر توفیقی باشد تا چند ماه آینده پس از فراهم شدن شرایط مناسب ،با امکانات  مستقل و بهتری در خدمت شما می باشم. از لطف و همراهی شما همرهان همیشگی همیشه خبرنگار سپاسگزارم.

در دسترس نبودن بلاگ اسکین و تغییر ناخواسته قالب همیشه خبرنگار

اشکال بوجود آمده در بلاگ اسکین،سایت سرویس دهنده قالب وبلاگ  به همیشه خبرنگار سبب شد که صبح امروز پس از بروز رسانی وبلاگم،  قالب آن به قالب پایه بلاگفا تغییر پیدا کند. این اتفاق  انگیزه ایی شد تا در آینده ایی نزدیک بدنبال رهایی از این وابستگی باشم.امیدوارم که این اشکال در کوتاهترین زمان ممکن  از سوی تیم فنی بلاگ اسکین بر طرف شود. 


اَدشی که پله های ترقی را به سرعت در حال پیمودن است

اولین بار نام او را دو سال پیش زمانی که مدیر روزنامه ایران در استان گلستان بودم از زبان خبرنگار روزنامه ایران در استان شنیدم.  در آن زمان خانم خبرنگار برایم گفت که در صفحه ایران زمین روزنامه  ایران خبری را خواندم که برایم تعجب برانگیز بود.در آن خبر آمده بود عین الله تاجیک بخشدار قرچک در ارتباط با ... گفت،ناخودآگاه به ذهنم خطور کرد که نکند این تاجیک همان تاجیکی باشد که با من همکار است.البته او با طرح  این مساله در نزد خانم و رد آن از سوی او زود فهمید که اشتباه کرد 

با گذشت دو سال از آن ماجرا،ناخودآگاه به ذهنم رسید که باب این موضوع را در نزد بینندگان همیشه خبرنگار باز کنم  و به آنها پیشنهاد کنم که با این همه مراجعه ایی که به سایت های مختلف جست و جو مانند گوگل و ... دارند در صورت تمایل یکبار نام و نام خانوادگی خود را بنویسند و ببینند که در فضای سایبری افراد حقیقی و حقوقی همنام با شما در جای جای ایران عزیز و یا در خارج از کشور چه کسانی هستند. من دو سال پیش بعد از باخبر شدن از  داشتن همنام  ، این کار را در گوگل انجام دادم و اَدش خودم را در یک نقطه دیگری از ایران که  اتفاقا  دارای شخصیت حقوقی و صاحب منصب سیاسی هم بود یافتم. عین الله تاجیک  دو سال پیش بخشدار  قرچک بود که در این مدت دو سال تا امروز پله های ترقی را یکی پس از دیگری در حال طی کردن است. در روزهای نخستین امسال در خبرها آمد که اَدش  همیشه خبرنگار با حکم استاندار تهران به عنوان معاون سیاسی امنیتی فرمانداری شهرستان پاکدشت معرفی شد.بخشدار سابق قرچک از توابع شهرستان ورامین حدود شش سال در این سمت مشغول فعالیت بود.تاجیک در طول شش سال حضور در بخشداری قرچک، دو بار به عنوان بخشدار نمونه استان تهران انتخاب شده و مورد تقدیر قرار گرفت .پیش از این، بهرام ستاری معاونت سیاسی امنیتی فرمانداری پاکدشت بود که در روزهای پایانی سال ۱۳۸۹ به عنوان فرماندار شهرستان جدیدالتأسیس پیشوا منصوب شد. مراسم تودیع و معارفه رسمی ادش ما ، در قرچک و پاکدشت، بعد از پایان تعطیلات نوروزی برگزار شد. او اکنون در شهرستان پاکدشت در جنوب شرقی استان تهران  و در جوار شهرستانهای تهران، ری، ورامین و پیشوا  در مقام  معاون فرمانداری پاکدشت مشغول خدمت است و من همیشه خبرنگار در استان گلستان و شهر گرگان  در کنار شغل کارگری دولت مشغول انجام وظیفه اطلاع رسانی نیز هستم.

راه اندازی گلستان خبر در همیشه خبرنگار

گلستان خبر با هدف دسترسی آسان و سریع  بییندگان همیشه خبرنگار به مطالب آن و سایر اخبار استان و کشور  راه اندازی شد. زمینه ارایه این خدمت از طریق کد نویسی فید، خوراک، آر اس اس یا  RSS این وبلاگ و سایت خبری قطره،خبرگزاری های مهر و ایرنا گلستان و سایت گرگان نیوز  به کمک خبرخوان پارس تولز و گنجاندن کدهای بدست آمده در قالب اصلی همیشه خبرنگار  فراهم شد .از مزایای این خبرخوان  می توان به کاهش مدت زمان اتصال به اینترنت، بررسی بخش زیادی از مطالب و اخبار خبرگزاریها و وبلاگ های استان و یک سایت خبری کشوری در یک نگاه و همچنین ، صرفه جویی در وقت به دلیل عدم نیاز به مراجعه روزانه و پی در پی به سایت های خبری استان اشاره داشت. شایان گفتن است فید، خوراک، آر اس اس یا RSS فناوری است که وبگردی و کار با اینترنت را به کلی متحول نموده است. RSS مخففReally Simple Syndication  و یا Rich Site Summary است که در کل بهترین راه برای دسترسی به آخرین مطالب و اخبار و نوشته‏های یک وبلاگ یا سایت است. این فناوری کاربران را قادر می‏سازد تا مطالب یک وبسایت را بدون دربرداشتن  قالب سایت یا وبلاگ و بدون هر موارد اضافی به صورت خالص ببینند که همین امر به بالا رفتن سرعت بارگذاری مطالب آن سایت یا وبلاگ می‏انجامد و حجم کار را کاهش می‏دهد.

نامه سرگشاده هميشه خبرنگار به استاندار گلستان

باسمه تعالي

جناب آقاي مهندس قناعت

استاندار ولايي استان گلستان

با سلام و احترام؛باستحضار مي رساند،چند روز پيش مطلبي با عنوان  1/5 ميليارد تومان براي سي شب ،كدام آقازاده مجري اين نمايشنامه؟ در هميشه خبرنگار منتشر شد كه پس از انتشار ،بازتاب هاي مختلفي را با خود به همراه داشته است، در اين  ميان ،تاكنون روابط عمومي استانداري گلستان در خصوص سئوالات مطرح شده درباره اين نمايشنامه و مجريان آن سكوت كرده و بجاي ارسال پاسخ به هميشه خبرنگار ،اين مطلب و چند مطلب ديگر از وب نوشته هاي مرا كه در آن از جنابعالي و ديگر مسئولان در چند موضوع سئوال شده بود را به عنوان سند جرم تحويل يكي از مسئولان استاني دادند. البته  قصد و نيت مدير كل روابط عمومي استانداري از قبل براي من مشخص است.خاموش كردن صداي يك خبرنگار منتقد كه آقاي مديركل او را در قامت مخالف دولت قرار داده است؛ ناگفته نماند به لحاظ انديشه مديريتي به كاركرد برخي از مديران در مقوله پيشرفت استان از منظر روزنامه نگاري توسعه منتقد هستم  و در حرفه خودم به جهت اخلاق حرفه ايي تلاش كردم كه گرايش سياسي خود را در سياه و سفيد كردن موضوعات دخالت ندهم. در نوشته هايم تاكنون تلاش كردم كه از جانب انصاف و عقلانيت خارج نشوم و انتقادها رابه همراه ارايه راهكار و اقدام اصلاحي مطرح كنم. در اين مدت اهل تعامل و گفت و گو با مسئولان استان به ويژه مديران استانداري بودم و بعد از اين نيز بر اين راه صواب طريقت خواهم داشت. نمونه بارز اين تعامل كه آقاي مدير كل روابط عمومي استانداري در جريان آن  مي باشد ،دعوت چند هفته پيش جناب آقاي جباري مدير كل حوزه استاندار از هميشه خبرنگار براي گفت و گو در خصوص محتواي خبر رزمنده شيميائي رفيع نژاد بود كه در سايت هاي خبري سر و صدايي زيادي كرد. در اين جلسه صميمانه سه نفره كه آقاي فرقاني مشاور امور ايثارگران استاندار نيز حضور داشت، جلسه به سمتي پيش رفت كه آقاي فرقاني پرسشگر،من پاسخگو و آقاي جباري حكم جلسه بودند. در اين جلسه مشاور امور ايثارگران استاندار،بكار بردن لفظ جانباز را براي رزمنده مذكور درست ندانسته و مطالب ادعا شده از سوي او  در مصاحبه با هميشه خبرنگار و سايت بي باك نيوز را از اساس نادرست دانست. آقاي فرقاني از اين كه چرا پيش از درج اين مطلب با استانداري و يا بنياد شهيد و امور ايثارگران تماس گرفته نشد؟گلايه مند بود.در ادامه نوبت به من رسيد تا پاسخگوي سئوالات مطرح شده باشم.از اين كه در تيتر مطلب منتشر شده در هميشه خبرنگار، لفظ جانباز را نبايدبكار مي بردم برغم آن كه در متن اين لفظ كمتر تكرار شد و كلمه رزمنده شيميايي بدون درصد آمده بود،پذيرفتم كه بايد دقت بيشتري مي كردم .در ادامه گفت و گوي سه جانبه به عنوان يك كارشناس رسانه از برخورد ضعيف روابط عمومي استانداري و بنياد شهيد در پاسخ گويي به ادعاهاي مطرح شده از سوي اين رزمنده گلايه كردم. به اين دو بزرگوار توضيح دادم كه بعد از آن كه مشكل اين رزمنده در سايت بي باك نيوز درج شد،به عنوان يك شهروند گلستاني و كارشناس رسانه احساس وظيفه نموده و با برداشتن تلفن به روابط عمومي استانداري زنگ زدم.مي خواستم در اين خصوص  و عواقبي كه ادامه اين جريان سازي رسانه ايي براي اعتبار استان و شخص شماخواهد داشت؛ با آقاي عاشور مدير كل روابط عمومي استانداري صحبت كنم كه مسئول دفتر ش گفت ،جلسه هستند . شماره تلفن خودم را دادم و با تاكيد و اصرار گفتم كه به جهت اهميت موضوع بعد از پايان جلسه حتما با من تماس بگيرد. همان روز از روابط عمومي استانداري  با من تماس گرفته شد.خانمي از آن طرف خط حامل پيام آقاي مدير كل بود.آقاي عاشور گفتند كه اين موضوع  مربوط به امور ايثارگران است و براي پاسخگويي با دفتر آقاي فرقاني مشاور امور ايثارگران تماس بگيريد. آن روز  و روز بعد موفق به تماس با مشاور ايثارگران نشدم. از طريق تلفن همراهي كه در نامه هاي منتشر شده از آن رزمنده شيميايي در سايت بي باك منتشر شده بود با آقاي رفيع نژاد تماس گرفتم و ماحصل مصاحبه با او و مطلب منتشر شده در سايت بي باك نيوز را جهت اطلاع خوانندگان هميشه خبرنگار  با توضيحات تكميلي منتشر كردم.  در آن جلسه آقاي جباري مدير كل حوزه استاندار بعد از شنيدن شرح اقدامات انجام شده پيش از انتشار مشكلات آقاي رفيع ن‍ژاد در هميشه خبرنگار، انتقاد مرا به روابط عمومي استانداري و بنياد شهيد و امور ايثارگران وارد دانست و در انتهاي جلسه تصميم گرفته شد كه مستندات كذب بودن ادعاهاي اين رزمنده با مستندات از سوي روابط عمومي استانداري در اختيار هميشه خبرنگار براي انتشار قرار گيرد.تا اين تاريخ هيچ پاسخي از سوي روابط عمومي استانداري و يا بنياد شهيد و امور ايثارگران براي هميشه خبرنگار ارسال نشده است و پيگيري ما همچنان بي نتيجه ماند. در اين جلسه  به عنوان يك خبرنگار تاكيد كردم كه روابط عمومي استانداري بسيار منفعلانه عمل كرد و بجاي آن كه در اين خصوص و موارد مشابه سياست اطلاع رساني اقناعي را براي تنوير افكار عمومي در پيش بگيرد با سكوت منفعلانه خود موجب گسترش ابهامات مي شود.همچنين اين گلايه را از مشاور استاندار داشتم كه در بدترين شرايط اين رزمنده ،جانباز هم نباشد و مسئولان استان به لحاظ  منع مقررات قانوني نتوانند به او كمكي كنند،آيا او به عنوان يك انسان و شهروند گلستاني شايسته نگاه مهربانانه تر نيست؟به اين دوستان در  آن جلسه پيشنهاد كردم كه از منظر آسيب اجتماعي و با مشاركت دستگاههايي همانند كميته امداد، بهزيستي و سازمان هاي مردم نهاد و خيريه با مديريت اداره كل امور اجتماعي استانداري نسبت به حل مشكل اين رزمنده شيميايي بدون درصد اقدام كنند. جلسه در يك فضاي صميمي و دوستانه با اين تصميم كه روابط عمومي استانداري مستندات كذب بودن ادعاهاي اين رزمنده را در اسرع وقت در اختيار هميشه خبرنگار قرار مي دهد به پايان رسيد. غروب همان روز ساعت 17 تلفن همراه من به صدا درآمد ،آن طرف خط آقاي عاشور مدير كل روابط عمومي استانداري بود كه بعد از سلام و عليك از من سئوال كرد كه كي هستم و از كجا آمدم و آمدنم بهر چه بود.بعد از گذر از اين مقدمات و بيان توضيحات لازم،  ايشان با تكرار مطالب مربوط به رزمنده شيميايي و كذب خواندن آن، از تيتر مطلب منتشر شده در هميشه خبرنگار با عنوان آزمون ولايت پذيري استاندار  و درخواست از شما براي حل مشكل اين رزمنده گلايه كرد و ضمن تاكيد بر خدمات حضرتعالي در حل مشكلات جانبازان و خانواده هاي شهدا و ايثارگران، از بنده گلايه كرد كه چرا خدمات استاندار را براي حل مشكلات ايثارگران در كنار اين مطالب ننوشتم.به ايشان توضيح دادم كه ما خبرنگاران مدعي العموم هستيم و  شما روابط عمومي ها وكيل مدافع  مديران خود. به او يادآور شدم كه از ما نخواهيد ماموريت و مسئوليت روابط عمومي ها را انجام دهيم. ضمنا وقتي از انتشار مواضع انقلابي شما در يادواره شهداي شهر كردكوي در خصوص برگزاري انتخابات سالم و اهداف جريان انحرافي در هميشه خبرنگار گفتم ابراز بي اطلاعي كرد و از من زمان درج آن را خواست. آقاي استاندار تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمر ،گفت و گوي تلفني ما  نيم ساعت به طول انجاميد.در طول مدت مكالمه از مجموع صحبتهاي آقاي عاشور اين گونه فهميدم كه او و كارشناس خبر استانداري از مطالب منتشره در سايتهاي خبري استان بي اطلاعند. يك منبع آگاه  به بنده گفت كه مطلب هميشه خبرنگار در خصوص اين رزمنده شيميايي بر اثر جستجوي خانم بخشي  كارمند واحد خبر استانداري در سايت گوگل كه بدنبال خبر مرتبط ديگري بود، به صورت اتفاقي بدست آمد و بعد از آن با پرينت گرفتن آن از طريق آقاي عاشور در اختيار مشاور امور ايثارگران قرار گرفت و  در ادامه اين مساله منجر به جلسه ايي شد كه شرح آن در بالا آمد.  از اين فعل و انفعالات در روابط عمومي استانداري  اين گونه مي توان فهميد كه كارمند واحد خبر استانداري و مدير كل آن تا بحال از وجود تريبون هميشه خبرنگار و سايت هاي مشابه مانند گرگان نيوز به عنوان بزرگترين مرجع خبري استان خبر نداشته و ندارند.بر فعل ندارند تاكيد مي كنم چون در ادامه بعد از درج مطلب مربوط به آن رزمنده شيميايي  مطالب ديگري هم در هميشه خبرنگار منتشر شد كه تا قبل از آن،روابط عمومي استانداري از آن بي اطلاع بود.با تحليل محتواي اين ماجرا مي توان پي برد كه در روابط عمومي استانداري چه آشفته بازاري است. بعد از درج چند مطلب خبري در هميشه خبرنگار، در روز دوشنبه هفته گذشته يكي از بينندگان هميشه خبرنگار با خانم بخشي در واحد خبر استانداري تماس مي گيرد و از او در مورد باخبر بودن از مطالبي كه در سايت گرگان نيوز در رابطه با استانداري منتشر شده است مي پرسد.كارمند واحد خبر با ابراز بي اطلاعي، شاوغي و زيادي حجم فعاليتها  و همچنين غير رسمي بودن فضاي مجازي وب نوشته ها را دليل عدم مطالعه آنها اعلام مي كند.ادامه صحبت ها به مطالب هميشه خبرنگار مي رسد، اين شهروند به خانم بخشي توصيه مي كند كه وب نوشته هاي اين نويسنده و خبرنگار را  در هميشه خبرنگاربخواند، او ضمن تشكر بابت اين اطلاع رساني،درباره اين خبرنگار به اين شهروند مي گويد،پيش از اين  هميشه خبرنگار مطلبي را در خصوص يك رزمنده به اسم جانباز نوشته بود كه مسئولان استانداري نويسنده او را خواستند و با او برخورد كردند. بعد از اطلاع رساني اين شهروند،خانم بخشي براي عقب نماندن از وظايف و ماموريت كاري خود دست به كار شده و با جستجوي كلمه هميشه خبرنگار در گوگل به آخرين نوشته ها ي آن دسترسي پيدا مي كند.سريع پرينت چهار پست آخر را مي گيرد و تحويل مدير كل روابط عمومي استانداري مي دهد.براي من يقين نيست كه شخص استاندار از فرار به جلوي روابط عمومي خود با خبر است يا خير؟ و اين كه آيا اين گونه حرف زدن پشت سر يك خبرنگار را از سوي كارمند خبر استانداري تاييد مي كند يا نه؟ به هر حال مدير كل روابط عمومي استانداري به جاي پاسخگويي به سئوالات مطرح شده  در آن مطالب، صورت مسأله  را پاك كرده و با ارسال چند برگ كاغذ پرينت گرفته شده از نوشته هاي من، براي يكي از مديران استان  و تحريك او خواستار برخورد اداري و انظباطي با هميشه خبرنگار شده است .در اين كه در آينده چه اتفاقي مي افتد،نگران نيستم و مسئوليت آنچه را كه نوشتم مي پذيرم و در مراجع ذيربط پاسخگو هستم. در پاسخ به ادعاي برخورد از سوي استانداري با بنده ،براي اين كه به شما اثبات شود كه فضاي گفت و گو با مدير كل حوزه استاندار و مشاور شما در امور ايثارگران چقدر در صفا و صميميت برگزار شد و از برخورد قهر آميز خبري نبود،از آقاي جباري فضاي حاكم بر آن جلسه را جويا شويد. با اين اوصاف جاي اين گلايه وجو د دارد كه چرا روابط عمومي استانداري به عنوان تلطيف كننده فضا و عامل وفاق و پشتوانه براي خبرنگاران استان خود به عامل تحريك مديران اجرايي استان عليه خبرنگاران بويژه عليه هميشه خبرنگار  شده است،آن هم  در اين ميان ،بجاي پاسخگويي،مطالب هميشه خبرنگار را براي مديري فرستاد كه دخالت ايشان در اين ماجرا با ماهيت دستگاهي ايشان هيچ سنخيتي ندارد .آقاي مهندس قناعت، روابط عمومي شما در آزمون پاسخگويي به اين مطالب و ساير موارد ديگر كه مصاديق آن كم نمي باشد، به نظر من رفوزه شد .در پايان اين نوشتار ضمن آرزوي توفيق براي شما و ديگر خدمتگزاران صديق نظام جمهوري اسلامي از جنابعالي تقاضاي رسيدگي به رفتار غير حرفه ايي صورت گرفته  از سوي مدير كل روابط عمومي و يا هر مقام مسئول ديگر استانداري و پيشگيري از ديگر رفتار هاي غير كارشناسي و خارج از چارچوب كه ممكن است از  روز شنبه  به بعد از سوي يكي از مديران شما با هميشه خبرنگار صورت گيرد دارم. چكيده آنچه را كه در بالا براي شما نوشتم در يك عبارت "آزمون پاسخگويي،آقاي استاندار براي حل مشكل اطلاع رساني استانداري كاري بكن"  خلاصه مي كنم. و  نامه سرگشاده خودم  را با اين بيت شعر  به پايان مي رسانم.

 راهي پر از بلاست ولي عشق پيشواست    تعليممان دهد كه در او بر چه سان رويم

           با احترام وافر

                                                                                                     عين الله تاجيك

                                                                                                 مدير هميشه خبرنگار

                                                                                           28 مهرماه 1390

نظر دهندگان هميشه خبرنگار در يك ليست

كاركرد اصلي نوشتن ثبت اطلاعات و نشر آن است.ترس انسان از فراموشي و نياز به ثبت رويدادها سبب شد تا انسانها با ابزارهاي مختلف انديشه هايشان را به نگارش درآورند.برخي از صاحبنظران نوشتن را نوعي رسانه مجازي براي انتقال اطلاعات مي دانند.با عمل نوشتن مي توانيم اطلاعات گوناگون و انديشه هاي متفاوت را بررسي،تحليل و بازنگري كنيم.نوشتن ابزاري برای استدلال،استنتاج و ابهام‌زدایی است.راه اندازي وبلاگ هميشه خبرنگار و بروز رساني آن با حداقل يك مطلب ،فرصتن نوشتن روزانه را برايم فراهم ساخت.در اين مدت دو ماه و نيم از راه اندازي اين وبلاگ ،دوستان بسياري به جمع ببيندگان هميشه خبرنگار اضافه شدند.پر واضح است بيان نظرات از سوي خوانندگان ،نشان از مشاركت و تعامل  آنها در فضاي مجازي و سبب تقويت و رشد محتوايي  مطالب وبلاگ مي شود.از اين رو به منظور قدرداني از دوستان بيننده ايي كه بعد از خواندن مطالب هميشه خبرنگار،با ارسال نظر در تكميل مطالب ياريمان مي كنند.بخشي با نام نظردهندگان هفته راه اندازي كردم كه به صورت روزانه با بررسي نظرات ذيل هر مطلب، چنانچه افراد جديد نظر خود را ارسال كرده باشند در اين بخش وبلاگشان با نام كامل خودشان لينك شده و در انتها به اين ليست اضافه مي شوند. البته من همانند والي طبرستان نمي گويم این وبلاگ مانند معدن نمک قم هست که می گویند اگر هرکسی نمکی از آن بردارد و قیمت آن را بجایش نگذارد پای خر او لنگ می شود. از اینرو هر کس به وبلاگ سر بزند و نويسنده را با نظرات و انتقادات بهره مند نکند، زود است که کامپیوترش هنگ شود.اما اميدوارم كه شما بيينده عزيز با ارسال حداقل يك نظر،در بهبود فعاليتهاي هميشه خبرنگار سهيم باشيد.

لينك مرتبط:

چیزهایی که خوب است یک وبلاگ‌نویس از نگارش بداند.

بوی ماه مهر و مهر مادری

بوی روز اول مهر را هنوز هم روشن و جاندار حس می کنم. 

آن قدر که باز کردن هیچ پنجره ای در دنیا هیچ وقت نتوانسته آن را از ذهنم و جانم پاک کند. بوی اول مهر، برایم یادآور اینهاست: بوی مهر، بوی سماور نفتی کنار سفره صبحانه که از روی ایوان خانه، روز پیش آمده جا خوش کرده گوشه اتاق، بوی خنکای نسیم اول صبح که تمام وجودت را می لرزاند، بوی آب سرد حوض که دست و رو شستن با آن، تا آخر سال تحصیلی خواب را از چشمانت می رباید، بوی نان تنوری تازه صبح اول مهردست پخت مادر، بوی دلشوره، بوی روپوش نویی که به تنت گریه می کند، بوی لبخند خسته مادر، بوی «بدو الان زنگ می خورد»، بوی کفش نوی لنگه به لنگه، نشانی از هول و حواس پرتی که تا آخر عمر باهات می آید و هی بزرگ می شود، بوی ازدحام، بوی تنهایی، بوی گیجی، بوی سکندری، بوی ترس، بوی «برو کنار هل نده»، بوی سنگین کلام، بوی اضطرابی که از صبح اول مهر تا ابد در جانت رخنه کرده است و رهایت می کند، بوی دنیای آدم بزرگ ها... .

قافله عمر چه زود می گذرد؛30 سال پیش انگار همین دیروز بود،که در روز اول مهر با بدرقه مادر و مادربزرگم که خدایش رحمت کند دست در دست دیگر بچه های هم سن و سال همسایه با عشق و علاقه فراوان مسیر  مدرسه را که در بالای روستایمان میاندره بود،پیمودم و در روز اول الفبای زندگی و محبت را از آقای کلبادی معلم کلاس اولم آموختم. در این سالهای تحصیل، مادرم برایم زحمات فراوانی کشید، او که تجربه رساندن دو برادر – که از نعمت پدر از طفولیت بی بهره شدند- را در کنار مادر ش به مدارج عالی تحصیلی با خود به خانه شوهر آورده بود،برای من از هیچ کوششی دریغ نکرد. سالها گذشت و من  مدارج دانشگاهیم را گذراندم و شغلی برای خودم دارم و صاحب همسر و یک فرزند 4 ساله به نام آقا مهدی، مادرم اکنون دوران نقاهت پس از عمل جراحی اش را در منزلمان کردکوی می گذراند،دیروز شنبه بر کنار بسترش حاضر شدم و با افتخار به پاس همه مهر مادرانه سالهای عمر 37 ساله ام، بر گونه های تکیده و دستان لاغرش بوسه زدم، چه زیباست مهر مادرانه و عشق فرزند به مادر ....

در پایان از خداوند متعال شفای عاجل برای همه بیماران بویژه برای مادر بزرگوارم مسئلت دارم.



هميشه خبرنگار پيشگام نقد درون گفتماني

امروز وبلاگ هميشه خبرنگار يك ماهه شد، در بين دوستان وبلاگ نويس مرسوم است كه به بهانه يك سالگي وبلاگ خود يادداشت مي نويسند. اما بدليل توسعه كمي وبلاگ ها در استان گلستان بوي‍ژه در شهر گرگان به ذهنم رسيد كه به اين بهانه ضرورت توجه به موضوع نقد و بررسي وبلاگها و تحليل محتواي برخي از وبلاگهاي فعال را به خودم و ديگر دوستان علاقمند به فعاليت در فضاي سايبري يادآوري كنم.چرا كه هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه كاري كه به انجام مي رساند،بي عيب و نقص است و او كمال را به تمامى در اختيار دارد و ديگران كاملاً از آن بى بهره اند. هر فرد و هر جامعه اى كه به اين اصل فلسفى معتقد باشد، به اصل مترقى نقد پايبند است. اگر ما نقدهاى ديگران را برنتابيم، بايد مطمئن باشيم كه خودمان از پويايى لازم برخوردار نخواهيم شد و اگر در جامعه اى برنتابيدن نقد ديگران تبديل به فرهنگ آن جامعه شده باشد، آن جامعه كارش به تحجر و پسرفت مى كشد. بنابراين در اين موضوع فضاي سايبري و توليدات آن در جامعه مجازي متفاوت از جامعه واقعي نيست .هميشه خبرنگار به بهانه يك ماهگي تولد وبلاگ خود، پيشگام ايجاد فضاي نقد درون گفتماني شده است؛ و از بازديدكنندگاني كه تاكنون از اين وبلاگ بازديد كردند تقاضا دارد با بيان نقاط ضعف و قوت آن در پيشرفت كار  و توسعه آن مشاركت كنند.

بنویسیم گرگان نیوز،بخوانیم همیشه خبرنگار

کسانی که در فضای مجازی در استان گلستان مطالبی را بر روی صفحات وب منتشر می کنند،چنانچه وب سایت و یا وبلاگ خود را به گرگان نیوز معرفی کرده و از سوی مدیریت آن پذیرش شوند، می توانند بعد از هر بروزرسانی در کمترین زمان به صورت خودکار  عنوان مطلب  منتشر شده در وبلاگ و یا وب سایت خود را به صورت لینک شده در قسمت چپ این خبر خوان مشاهده کنند.امروزه با توجه به تنوع وبلاگ های منتشر شده در استان بویژه در شهر گرگان که حدود 500 وبلاگ می باشد ضرورت گردآوری مطالب بروز شده وبلاگ ها  و بازنشر آن به صورت یکجا بیش از پیش در فضای مجازی استان احساس می شد. اکنون که به همت یکی از جوانان علاقمند به توسعه استان و بویژه شهر گرگان این خدمت در گرگان نیوز فراهم شده است،باید همه ما که به نوعی از خدمات آن استفاده می کنیم در جهت ارتقای آن تلاش و کوشش کنیم. استان گلستان برغم فراهم بودن زیر ساخت توسعه فناوری اطلاعات، متاسفانه به لحاظ تولید محتوا در فضای سایبری بسیار ضعیف است. حوزه اطلاع رسانی و خبر یکی از مهمترین موضوعاتی است که می تواند در توسعه استان نقش اساسی داشته باشد.با نگاهی به فضای مجازی استان مازندران و سایت ها و وبلاگهای خبری منتشر شده در این استان، می توان دریافت که استان ما در این زمینه هنوز در گام ابتدایی قرار دارد.  تعداد سایت های خبری فعال در استان مازندران به حدی رسیده است که امسال مدیران آن انجمن صنفی رسانه های مجازی مازندران را تشکیل دادند. متاسفانه در استان گلستان یک سایت خبری غیر دولتی پویا که هر روز اخبار آن بروز شود نداریم. چرا اطلاع رسانی استان در فضای مجازی ضعیف می باشد؟جواب روشن است چون راه اندازی هر سایت نیازمند نیرو ی خبری حرفه ایی و پشتیبانی مالی و درآمد کافی است که متاسفانه در استان ما نه نیرو های حرفه ایی در حوزه رسانه  این انگیزه را دارند که  چنین فداکاری کنند و نه بنیه صنعت و تجارت و اقتصاد استان آنچنان محکم است که بتوان  از آنها انتظار حمایت مالی داشت. با توجه به موارد فوق می توان گفت که با این شرایط  کار دست اندرکاران گرگان نیوز در استان قابل تقدیر است. آنچه مرا بر آن داشت  تا به عنوان یک خدمت گیرنده از گرگان نیوز مطالب بالا را بنویسم، کامنت "شما می خوای به جای گرگان نیوز بنویس همیشه خبرنگار" یکی از بینندگانش در ذیل مطلب همه در قاب یک عکس که هم اکنون در بخش یاداشت این سایت قابل مشاهده  می باشد ، بوده است. برای رفع هر گونه سوء تفاهم اعلام می کنم که  بین بنده و این سایت هیچگونه ارتباط مدیریتی وجود ندارد و انتشار مطالب وبلاگم بر روی خبرخوان وبلاگ گرگان نیوز  و به چشم آمدن آن تنها می تواند به دلایل ذیل باشد.اول مدت زمان کوتاه بروز شدن مطالب آن  هر روز حداقل با دو مطلب  ثانیا: کیفیت مطالب و موضوعات داغ و روز پیرامون حوزه شهر به قلم یک  علاقمند به روزنامه نگاری شهروندی که تجربه کار خبرنگاری دارد و با سوژه های خبری و الویت نوشتن مطالب کمی بیشتر از سایر دوستان آشنا می باشد. ثالثا: کم کاری سایر دوستان وبلاگ نویس و زمان طولانی بروز رسانی وبلاگ ها

توضیحات تکمیلی مدیر گرگان نیوز در رفع سوء تفاهم این بیننده گرامی و سازو کار فعالیت این خبرخوان وبلاگی برای همه ما راهگشا خواهد بود.  


بلاگرهاي گرگاني با اين عكس به تاريخ گرگان اضافه شدند

در نوشتار قبلي كه در آخر شب گذشته نوشته شده بود،از دوستان انجمن وبلاگ نويسان بخاطر نيافتن عكس دسته جمعي بلاگرهاي گرگاني در آخرين شب به يادماندني برنامه شب وبلاگي گلايه مند شدم .اصل سخنم اين بود كه چرا اين عكس در خروجي عكس هاي اولين پست ارسالي بر روي وبلاگ انجمن قرار نگرفته است. سه ساعت بعد در اولين بروز رساني وبلاگ انجمن اين عكس به همراه چند عكس ديگر منتشر شده است.  من اين موضوع را از طريق كامنت خصوصي ارسالي انجمن متوجه شدم .چون در پست قبلي گلايه كردم در اين جا لازم دانستم تا از دوستان انجمن به جهت احترامي كه براي بيندگان اين وبلاگ قائل شدند، تشكر و قدرداني كنم .البته ترجيح دادم در پاسخ به اين حسن نيت دوستان انجمن بجاي آن كه عكس هاي منتشر شده را جداگانه در اين جا به نقل از وبلاگ انجمن منتشر نمايم .از دوستان عزيز  بينده بخواهم كه با سرزدن به آدرس وبلاگ انجمنhttp://gorganbloggers.blogfa.com/post-75.aspx عكسها را مشاهده كنند.

همه در قاب یک عكس به تاريخ گرگان اضافه شدیم

برنامه دومين شب وبلاگي بلاگرهاي گرگاندوست با فلاش دوربين عكاسي و حضور همه مابه صورت دسته جمعي در قاب یک عكس به پايان رسيد.  سر وقت آمدن من در جلسه شب گذشته  سو ژه حاشيه نويسي علي نصيبي شد .خودم چون امشب كمي كار داشتم پيش از اين به جناب نصيبي پيامك دادم و پيشاپيش از تاخير خودم عذرخواهي كردم .به هر حال ربع ساعت بعد از ساعت 21 ،شب زمان شروع رسمي برنامه شب دوم خودم را به مؤسسه خيريه صاحب الامر گرگان محل برگزاري مراسم رساندم.شايد باورتان نشود باز سالن خالي از جمعيت بود و به تعداد انگشتان دست هم آدم روي صندلي نشسته نبودند.به اين موضوع به اين خاطر اشاره كردم كه ديشب مجري محترم برنامه از دوستان خواهش كرد كه سر وقت حاضر باشند؛ ولي متاسفانه همانند شب اول، امشب نيز برنامه با بيست دقيقه تاخير شروع شد. براستي چرا ما وقت شناس نيستيم ؟بگذريم ،پس از تلاوت قرآن و پخش سرود جمهوري اسلامي مطابق برنامه اعلام شده ، دكتر حسين مومني براي وبلاگ نويسان از وبلاگ نويسي در فضاي سايبري و نقش آن در توسعه گرگان سخن گفت. او در آغاز كلام خود با اشاره به كليپ پخش شده از مشاهير گرگان گفت كه با ديدن اسامي اين بزرگان موي بر بدنش راست شده است و بايد با اين سابقه تاريخي و اينچنين مشاهيري به گرگاني بودن خودمان افتخار بكنيم. او در بيان مطالب آموزشي خود به آمار توليد محتوا در حوزه هاي مختلف در فضاي سايبري اشاره كرد و از دوستان وبلاگ نويس خواست كه براي جذاب كردن وبلاگهاي خود حتما از مسائل روز زندگي مردم ،اشتغال جوانان و سرگرمي و ورزش آنها بنويسند. پيش از اين از سوي برنامه ريزان مراسم اعلام شده بود كه برنامه هاي امشب از تنوع بيشتري برخوردار است. حضور طاهري خواننده با گويش گرگاني، كيوان صالحي طناز و مهندس ولي اللهي شاعر و طنز پرداز نشان از اين داشت كه امشب شب به ياد ماندني خواهد شد.  انصافا این گونه بود.مهندس و لی اللهی مدير وبلاگ آقا بزرگ كه اور را از سالهاي دور حضور در تيم  شورای نویسندگان هفته نامه سليم بود،مي شناسم ؛دو شعر طنز و يك شعر جدي خواند و هر دو مورد توجه حضار قرار گرفت.كيوان صالحي بعد او به جايگاه نيامد و بدليل آمده نبودن مطالبش، جاي خود را به طاهري داد. او با شعري  از  دوست عزيزم حسين ضميري با گويش گرگاني برنامه موسيقي خود را اجرا كرد. بعد از ايشان صالحي پشت تريبون قرار گرفت و به شهرداري و محيط زيست و آسمان و ريسمان گير داد و سر آخر همش با لهجه گرگاني مي گفت كه نيمه پر ليوان را ببينيد.چيزي كه همه ديدند ليوان خالي خالي بود .بعد از دكلمه شعر عاروسي سروده استاد ارجمند جناب آقاي شريف موسوي توسط آقاي صالحي ،طاهري با همراهي حضار آن را با شور و هيجان خواند و بار ديگر به دوستان اين پيام را داد كه گرگاني بمانيم و براي گرگان بمانيم و به گرگاني بودنمان افتخار كنيم. حسن ختام اين برنامه همانند شب گذشته حضور چند وبلاگ نويس بود كه با دعوت آقاي ارشاد مجري برنامه، ابتدا آقاي شربتي يكي از وبلاگ نويسان به جايگاه آمد و در صحبت كوتاهي با اشاره به بي وزني نام گلستان براي استان از دوستان وبلاگ نويس خواست كه در نوشته هاي خود از گرگان استفاده كنند. بعد از ايشان بنده پشت تريبون قرار گرفتم و بعد از معرفي وبلاگم  كه در موضوع روزنامه نگاري شهروندي و ارتقاي سواد رسانه ايي شهروندان در آن مطلب منتشر مي كنم، از دوستان وبلاگ نويس خواستم كه از ميان موضوعات مختلف يك يا چند موضوع مشخص و تخصصي را انتخاب نمايند و براي كمك به توسعه گرگان در وبلاگ خود مطلب منتشر كنند. در خاتمه صحبت هايم سه پيشنهاد دادم دو تا از پيشنهاد هايم را در چند پست قبلي وبلاگم منتشر كرده بودم كه نيازي به ذكر مجدد آن نمي بينم.  پيشنهاد سومم راه اندازي ويكي گرگان است كه خودم اين پروژه را طراحي و اگر عمري باقي باشد به همت شما دوستان  وبلاگ نويس راه اندازي مي كنم. خانم  موسوي سومين نفري بود كه از سوي مجري به عنوان يك وبلاگ نويس با سابقه و روزنامه نگار به جايگاه دعوت شد. او  را با نشريه توقيف شده گلستان ايران مي شناسم . مدتی است به گرگان برگشته و سردبير هفته نامه سليم است. او در سخنان خود خراب كردن محيط طبيعي و جنگل را توسعه ندانست و در انتهاي صحبتهاي خود استعداد جوانان وبلاگ نويس گرگاني را ستود. مهندس چراغعلي بلاگر متعصب به فرهنگ و نام گرگان و عضو شوراي اسلامي شهر كه خودش از وبلاگ نويسان نيز هست در هر دو شب تا آخر برنامه نشست.بنده به عنوان يك شهروند اين رفتار شهروندي او را تحسين مي كنم.او در نطقي شبیه به یک بيانيه سياسي اما بيان  واقعيت  از مشكلات شهر گرگان در جملاتي از معضل بيكاري و ساير مشكلات این شهر سخن گفت و سر آخر پس از آن كه تازه موتورش گرم افتاد و افكار دوستان متوجه سئوالاتش بود به ناگاه  با بيان اين جمله كه براي همه اين سئوالات جوابي ندارم و فقط سكوت مي كنم يك دقيقه وقت آخر خود را به دخترش داد تا با سه تار خود بنوازد و ذهن ما را از اين همه سئوال بي جواب خلاص كند . نوازندگي دختر خانم چراغعلي كه تمام شد همه دوستان عكسي به يادگار گرفتند و دسته جمعي با قرار گرفتن در قاب یک عكس به روایت مرتضی ایزدی به تاريخ گرگان اضافه شدیم. شايان گفتن است برنامه شب وبلاگي در دوشب پیاپی، به همت انجمن وبلاگ نويسان گرگاندوست و با حمايت سازمان فرهنگي  ورزشي شهرداري گرگان از ساعت 9:30 تا 11:30  شب يكشنبه و دوشنبه 23 و 24  امرداد در سالن  مؤسسه خيريه صاحب الامر با حضور بلاگرها و گرگاندوستان برگزار شد.

یادداشت: صبح در وبلاگ انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست به دنبال این عکس یادگاری دسته جمعی بلاگرهای شرکت کننده در مراسم بودم که در وبلاگم ازآن استفاده کنم؛ متاسفانه نیافتم.سعی می کنم که  آن عکس را پیدا کرده و در پست اولین مطلب در وبلاگم منتشرکنم.

گزارشي از يك شب وبلاگي؛ بلاگر هاي گرگاندوست زير يك سقف

برنامه امشب شب وبلاگي انجمن وبلاگ نويسان گرگاندوست با استقبال بيش از 70 نفر از وبلاگ نويسان و گرگاندوستان در ساعت 11:30 در سالن مؤسسه خيريه صاحب الامر گرگان با نظم و ترتيب خوبي به پايان رسيد.مراسم اين برنامه بر اساس اعلام قبلي دوستان انجمن به ترتيب اجرا شد.پس از تلاوت قرآن و پخش سرود جمهوري اسلامي مجري برنامه آقاي احسان ارشاد كه خود جزو اعضاي مؤسس انجمن مي باشد از مهندس شبير دائمي مدير وبلاگ خانه روابط عمومي دعوت كرد كه با حضور در جايگاه به ارائه مطالب آموزشي خود بپردازد. مهندس دائمي كه سالها تجربه كار در روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي گرگان و سابقه اداره چندين وبلاگ را دارد با بيان مطالبي در خصوص تعريف و تاريخچه وبلاگ در جهان و ايران به بيان تجربيات خود پرداخت. در ادامه مهندس هامان هاشمي دبير روز گرگان برنامه هاي روز و هفته گرگان كه از 22 تا 27 شهريور برگزار مي شود را براي وبلاگ نويسان اعلام كرد. وي از همه دوستداران گرگان خواست تا با انعكاس مطالب مربوط به اين مراسم  در وبلاگهاي خود به توسعه شهر گرگان كمك نمايند.حضور سيد مهدي شريف موسوي در هر مراسمي يادآور طبيعت و احترام به جنگل اين نعمت خداداي است.او بعد از مهندس هاشمي پس از آن كه از سوي مجري به جايگاه دعوت شد؛مطابق رسم هميشگي اش شعري از گرگان خواند و پس از آن شعري در رابطه با دوستداري طبيعت. او در اين مراسم با لهجه گرگاني وبا زبان شعر چندين بازي قديم گرگاني ها را معرفي كرد. هرچه از وقت برنامه مي گذشت سالن پر از جمعيت مي شد. حضور عطاء ا.. صفر پور به عنوان دومين يادگار بازمانده سياه بازي ايران در اين مراسم، نشان از  علاقه او به گرگان داشت . او در بخشي از سخنان خود با افتخار اعلام كرد كه هميشه و در همه جا كه در خارج از گرگان كار كردم،گفتم كه گرگاني ام و به گرگاني بودنم افتخار مي كنم.او در چند دقيقه از مراسم با شعر خواني طنز خود به لهجه گرگاني خنده بر لبان حضار نشاند .آخرين بخش اين برنامه دعوت از سه نفر از وبلاگ نويسان بود كه از قبل براي حضور در جايگاه آمادگي خود را اعلام نمودند.ابتدا مجيد دهنو خلجي در سخنان كوتاه خود از دوستان وبلاگ نويس خواست كه از بيان مطالب غير واقعي و غير مستند در وبلاگهاي خود بپرهيزند.ابوطالب ندري را همه وبلاگ نويسان مي شناسند او  در صحبت هاي كوتاه خود اشاره داشت كه اولين مطلب وبلاگش را سال 83 پست كرد.وي اينجا هم  مطابق با سخنان هميشگي خود در هر مراسمي از وبلاگ نويسان خواست كه عكسهايش را با ذكر منبع در وبلاگ خود استفاده كنند.  عباسي مدير وبلاگ گرگان 90  هم به دوستان وبلاگ نويس توصيه كرد كه از فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي مانند سايت كلوپ و فيس بوك براي معرفي وبلاگ خود استفاده كنند.جمع بندي و حسن ختام برنامه از سوي مجري به مهندس نصيبي واگذار شد. تشويق مستمر حضار نشان از رضايت و نوعي خسته نباشيد به او و دوستان انجمن بود كه براي برنامه ريزي و اجراي برنامه امشب زحمت فراواني كشيدند.نصيبي از روزهاي اول وبلاگ نويسي و تاثير آن در پيوند چهره هاي سرشناسي همچون گلمكاني سردبير ماهنامه سينما كه در سال 48 در گرگان بود و پس از سالها دوري از گرگان به وسيله وبلاگ گرگان ما دوباره به شهر گرگان پيوند خورد و همه ساله دوبار به گرگان سفر مي كند سخن گفت. او در ادامه به واكنش دو برادر پزشك گرگاني ساكن آمريكا به مطلبي كه  چند روز قبل در وبلاگش در باره نيازمندان شهر گرگان نوشت اشاره كرد و گفت: پس از درج آن مطلب اين دو برادر با هماهنگي كه انجام شد از طريق يكي ايراني كه از آمريكا به ايران باز مي گشت مبلغ 500 دلار به نيازمندان كمك كردند . اين مبلغ در اختيار مؤسسه خيريه صاحب الامر براي كمك به نيازمندان شهر قرار گرفت. در اين مراسم مهندس چراغعلي،مهندس ميقاني،آقاي گرزين از اعضاي شوراي اسلامي شهر و آقاي مجيد طاهري رئيس هيئت مديره و حسينخاني مدير عامل سازمان فرهنگي هنري شهرداري گرگان حضور داشتند.اين مراسم با خود حاشيه هائي هم  به همراه داشت كه مهمترين آن در آخر برنامه اتفاق افتاد سخن جناب نصيبي در آخر برنامه  چنان گرم و صميمانه بود كه آقاي ندري در بين صحبتهاي او،وي را مادر وبلاگ نويسهاي گرگان خطاب كرد؛ نصيبي هم در پاسخ به او، با اشاره به سابقه 7 ساله وبلاگ نويسي اش،  ندري را مادر بزرگ وبلاگ نويس هاي گرگاني خطاب كرد و اين موضوع به شدت موجب خنده حضار شركت كننده در اين مراسم شد. 

دو پيشنهاد براي برنامه شب وبلاگي

راه اندازي انجمن وبلاگ نويسان گرگاندوست تاكنون بركات فراواني داشته است؛ يكي از برنامه هاي خوب انجمن در ماه مبارك رمضان ،شب وبلاگي است كه پيش از اجرا از سوي بلاگر هاي گرگاني به خوبي از آن استقبال شده  است. اطلاع رساني خوب و انعكاس برنامه اين دوشب در بیش از 40 وبلاگ معتبر گرگانی ها ( علاوه بر نشریات، خبرگزاری ها، صدا و سیما ) در کوتاهترین زمان ممکن به تعبير دوستان انجمن بدیهی ترین نکته ای را که به ذهن می آورد اتحاد و همدلی گرگاندوستان در فضای مجازی بوده است.بنده چون براي اولين بار توفيق حضور درجمع دوستان انجمن به عنوان بلاگر را دارم؛ لذا ضمن تحسين اطلاع رساني ريز برنامه هاي دوشب انجمن كه در نوع خود كم نظير است، به ذهنم رسيد كه پيش از حضور در اين شونشيني با دو پيشنهاد به استقبال برنامه شب وبلاگي بروم.
1- ثبت دامنه gorganblog و يا هر دامنه متناسب با اهداف انجمن و با فضاي مناسب به منظور ارائه خدمات ايجاد وبلاگ و بروز رساني آن از سوي اعضاي انجمن. فوايد اين كار فراوان است سايت گرگان نيوز، بخشي از نتايج اين پيشنهاد است. ضمنا براي ايجاد تنوع و حفظ بيندگان هر وبلاگ ،دوستان بلاگر مي توانند فضاي كنوني وبلاگ خود را نيز حفظ نمايند.
2- با توجه به لزوم ترويج آداب و رسوم و لهجه گرگاني پيشنهاد مي گردد كه يك تيم كارشناسي در قالب كميته ايي نسبت به تهيه مطالب با لهجه گرگاني در موضوعات مختلف اقدام و تمامي بلاگر هاي گرگاندوست در وبلاگهاي خود آن را منتشر نمايند.  دوست بزرگوار جناب آقاي نصيبي مؤلف چمبلوك گزينه خوبي براي اجراي اين پيشنهاد است.
و اما محتواي برنامه شب وبلاگي به نقل از وبلاگ انجمن در ادامه مطلب .. 
ادامه نوشته

شرافت قلم ؛ تنها سرمايه ما خبرنگاران

روز خبرنگار هم گذشت و  امسال نيز مطابق با سالهاي گذشته براي تجليل از جامعه خبري استان مراسمي در سالن جهاد كشاورزي برگزار شد. امروز يكي از دوستان بنده در روابط عمومي شركت گاز با ابراز تعجب از من پرسيد كه ديشب در مراسم تجليل نبوديد، بنده نيز متعجب تر از ايشان تنها به اين جمله بسنده كردم كه دعوتنامه ايي از ارشاد اسلامي بدستم نرسيد؛ البته صبح ديروز در  انتهاي پيامك ارسالي براي جناب آقاي رعيت كارشناس محترم امور مطبوعات ارشاد از ايشان پرسيدم كه زمان مراسم كي هست و ايشان در پاسخ نوشتند كه به شما از طريق  پيامك روابط عمومي اطلاع رساني مي شود. بپيامكي به من نرسيد و توفيق حضور در اين مراسم را نداشتم.برگزاري مراسم امسال روز خبرنگار گوياي چندان مورد رضايت خبرنگاران قرار نگرفت. مهمترين مشكل اين مراسم اين بود كه  به هيچ يك از خبرنگاران و يا نمايندگان صنفي آنها فرصت صحبت در اين مراسم داده نشد. در مراسم سال گذشته استاندار گلستان قول داده بود كه موضوع مسكن مهر خبرنگاران و وام به خبرنگاران از طريق صندوق مهر امام رضا را در كوتاه ترين زمان به سرانجام برساند.با گذشت يكسال بايد در اين جلسه از ايشان پرسش مي شد كه شما به عنوان شخص اول اجرائي استان براي رفع مشكلات آنها در طول يكسال گذشته چه كرديد؟ آيا بهتر نبود مراسم امسال كه با ماه مبارك رمضان تقارن داشت ،متناسب با اين ماه بجاي سخنراني تكراري مسئولين ،برنامه معنوي قرآني و شاد هنري اجرا مي شد؟ در طول سال هميشه مسئولان مي گويند و خبرنگاران مي نويسند،آيا بهتر نبود مسئولان استاني و متوليان اين مراسم با خبرنگارن جايشان عوض مي شد؟ آيا بهتر نبود آنها نه تمام آن روز تنها دو يا سه ساعت از مراسم را خبرنگار بودند و مشكلات ريزو درشت آنها را مي شنيدند و چاره جوئي مي كردند؟اين روز  با همه حاشيه هايش گذشت . بايد منتظر ماند تا 17 مرداد ديگري بيايد و معلوم نيست اين مسئولان باشند و يا نباشند .بنابراين آنچه ماندي است شرافت قلم است كه تنها سرمايه ما خبرنگاران است . دعاكنيبم كه اين را از ما نگيرند. انشاء ا... 

خبرنگاران وجدان بيدار جامعه ؛ بيداردلان روزتان مبارك

17 مردادماه سالروز شهادت خبرنگار متعهد و حماسه نگار محمود صارمي فرصتي ارزشمند براي ارج نهادن به مقام و منزلت حرفه خبرنگاري و تجليل از اصحاب رسانه در کشور ما مي باشد.خبرنگاران وجدان بيدار جامعه هستند؛ آنها در سخت ترين شرايط در تمامي روز هاي سال از مشكلات جامعه مي نويسند و شايد امروز هم كه به نام  آنهاست انتظار جامعه اين باشد كه در رسانه خود از مشكلات حرفه ايي كه در آن مشغول فعاليت هستند بنويسند؛ براستي مشكلات جامعه خبرنگاري كشور و استان ما چيست؟

تولد يك وبلاگ؛ اهتمام به ارتقاي سواد رسانه ايي

وبلاگ هميشه خبرنگار روز نوشته هاي فرد علاقمند به كار و تلاش در عرصه روزنامه نگاري  است كه از سال 80 تاكنون تجربه كار سرپرستي و خبرنگاري هفته نامه پيك خزر، عصر ارتباط و روزنامه هاي ايران و تفاهم را در استان داشته است. روز تولد اين وبلاگ را 17 مرداد انتخاب كردم تا بتوانم به ميمنت اين روز خجسته و مبارك  بعد از اين با ايجاد فضاي مناسب  از طريق نوشته هاي اين وبلاگ نسبت به ارتقاي سواد رسانه ايي در ميان مردم و مسئولان اهتمام داشته باشم. اميد كه بتوانم براي هميشه چراغ آن را روشن نگه دارم و در اين مسير به ياري شما بيندگان عزيز  و خوانندگان محترم نيازمندم.