در حرم امام رضا(ع) به یاد همه شما همرهان همیشه خبرنگارهستم

السلام علیک یا علی بن موسی ایهاالرضاالمرتضی

دوسال پیش توفیق نصیب  من شد و با رای نمایندگان مؤسسات قرآنی سراسر کشور به عنوان عضو هیئت مدیره اتحادیه کشوری انتخاب شدم.دو سال خدمت  به قرآن در اتحادیه به پایان رسید و  از امروز برای شرکت در مجمع عمومی اتحادیه کشوری موسسات قرآنی  رهسپار مشهد مقدس هستم،به یاد همه شما دوستان همراه همیشه خبرنگار در حرم امام رضا(ع) هستم و  اگر نم اشکی از چشمانم بیرون زد بدانید که شما هم سهمی خواهید داشت.در این میان اگر عمری باقی بود و شرایط بروزرسانی  تارنگاردر مشهد برایم فراهم بود تلاش می کنم که  شما را بی خبر نگذارم.با شعر معروف  مرحوم آقاسی دل شما  و خودم را پیشاپیش به حرم نورانی امام رضا (ع)می برم.التماس دعا

می دونی می خوام کجا برم             می دونی می خوام چیکار کنم                  

  می خوام برای کفترا                     یه خورده گندم ببرم
اونجا که گنبدش طلاست                 با کفتراش پربزنم              

  دوسش دارم اماممه                    در خونشو در بزنم
بعضی شبا تو خونمون                  بابام به مادرم می گه  

  می خوام برم امام رضا                  به خدا دلم تنگ دیگه
بابام می گه امام رضا                      مریضا رو شفا می ده       

  دوای درد مردمو                           از طرف خدا می ده
می خوام برم به مشهد و                یه هفته اونجا بمونم

 تو حرم امام رضا                           نماز حاجت بخونم
بهش   بگم امام رضا                      مریضا رو شفا بده    

دوای درد مردمو                             از طرف خدا بده

آقاجون می خوام بیام به مشهدت   

به طواف کفترای گنبدت      

  براشون یه کیسه گندم بیارم                                 خبر از دردای مردم بیارم        

بهشون بگم برام دعا کنن                                 اونقدرتا که تورو رضاکنن

 

قرارداد میلیاردی گروه آریا با مجری  کاسبکار صدا وسیما

تاکنون کار در صدا و سیما  و گرفتن آنتن برنامه ها، برای برخی از مجریان آن که با استفاده ازپول مردم از راه رسانه ملی ،اسمی برای خود دست و پا کردند،برکات فراوانی داشته است.انحصاری بودن تولید و پخش برنامه ها سبب شده است که برخی از افراد که اندک مسوولیتی در این رسانه ملی دارند،برای خود حسابی باز کرده و به فراخور شرایط از فرصتهایی که این ارتباطات  و کار در این رسانه برای آنها فراهم می کند،بیشترین بهره  را ببرند.این استفاده نادرست ،بیشتر  در بین برخی از خبرنگاران و مجریان باسابقه و پرآوازه صدا و سیما بویژه در میان  برخی از خبرنگاران و مجریان سیما به چشم می آید.سایت خبری تعامل نوشت : یکی از مجریان مطرح تلوزیون به عنوان مطلع در پرونده امیر منصور آریا به دادستانی احضار شده و در خصوص روابط خود با این شرکت و قرارداد تبلیغاتی خود با بانک آریا به سوالات پاسخ داده است. گفته می شود احضار این مجری با سابقه به علت قرارداد میلیاردی وی با بانک آریا بوده است. همچنین بسیاری از ارتباط های سیاسی امیر منصور آریا را نیز این چهره سرشناس برای او و شرکتش هماهنگ نموده است. این مجری صداوسیما چند سالی است که با استفاده از شغلش قراردادهای تبلیغاتی مختلفی را برای شرکت تبلیغاتی خود که به نام یکی از اقوام درجه یک اش می باشد جذب نموده است. حدس من این است که این فرد باید مجری برنامه گفت و گو محور باشد که تا چند مدت قبل پای ثابت گفت و گو با شخصیتهای سیاسی تراز اول کشور بود و مدتی است که با تغییرات انجام شده در برنامه ایی که پیش از این بیشتر برنامه ها  و گفت و گوها با اجرای او همراه بود دیگر خبری از او نیست.اگر کسی از بینندگان همیشه خبرنگار اطلاع کامل تری از این مجری کاسبکار و رند سیاسی- اقتصادی دارد با ارسال نظر خود ما را خبر کند.

هفته بسیج بر بسیجیان میهن اسلامی مبارکباد

اعتماد به جوانفکر«اعتمادـ» را از خوانندگانش گرفت

دیدگاه آقای جوانفکر درباره روزنامه اعتماد از سالهای آغاز دولت دکتر احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴چندان مثبت نبود او در یکی از نوشته های تارنگار شاهد نوشت:روزنامه اعتماد ، از اولین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴، به پیش قراول مخالفت خصمانه با دولت نهم تبدیل شد و این مخالفت را تا آنجا شدت داد که مدیر مسوول آن در نشست مدیران مسوول مطبوعات که در حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، ساقط کردن دولت نهم و به قدرت رساندن دولت مورد نظرش را حق طبیعی خود توصیف کرد! تاکنون گفت و گو های منتشر شده جوانفکر با  روزنامه اعتماد با حاشیه های گوناگونی روبرو بوده است. اعتراض او به متن سانسور شده مصاحبه ایی که یکی از خبرنگاران روزنامه اعتماد با او انجام داد و در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۱۵ و ۱۶ بهمن ماه سال 87 منتشر شدیکی از این نمونه هاست. جوانفکر در این باره در تارنگار خود نوشت:مروری بر آنچه که به عنوان مصاحبه با مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور منتشر شد، نشان می دهد که خبرنگار مزبور بیش از ارائه صحیح پاسخ ها به دنبال القاء نظرات ، شبهات و دیدگاههای خود بوده است و حتی در هنگام تنظیم متن مصاحبه ، برخی از سووالات را تغییر داده و با بسط برخی دیگر ، تلاش کرده است تا به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند.  او  در آن یادداشت برای نوشتار خود تیتر به "اعتماد" اعتماد نکنید انتخاب کرد. از آن ماجرا بیش از دو سال و نیم می گذرد و فضای سیاسی و دسته بندی جناح ها بسیار تفاوت کرده است. پس از انتشار گفت و گوی جوانفکر با روزنامه اعتماد با مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات و دستور دادستانی از انتشار روزنامه اعتماد جلوگیری می شود.به گفته الیاس حضرتی او دلیل این توقیف موقت را به گمان خود به انتشار این مصاحبه نسبت می دهد. و اکنون باید گفت که دو سال و نیم پیش آقای جوانفکر برای این باور بود که نباید به روزنامه اعتماد، اعتماد کند و این بار باید گفت که روزنامه  «اعتماد» با اعتمادی که به ایشان کرد خود را به خطر انداخت و قربانی قدرت نمایی و گروکشی سیاسی دو گروه اصولگرایی شد.  متن نکات برجسته گفت و گوی روزنامه اعتماد  با علی  اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس  جمهور و مدیرمسول ایران  را در ادامه همین نوشتار بخوانید.

ادامه نوشته

برای این عکس شما تیتر بزنید


چند پیشنهاد ساده برای گسترش فرهنگ کتابخوانی

می گویند کتاب، دروازه ای به سوی جهان گسترده دانش و معرفت است و ارائه کتابهای خوب، یکی از بهترین ابزارها برای به کمال رساندن انسانهاست و کسی که در این دنیای زیبا  زندگانی می کند، نمی تواند با دنیای کتاب بی ارتباط باشد. هفته کتاب و کتابخوانی در استان ما نیز همانند سراسر کشور از روز بیست و چهارم آبان ماه شروع شد تاکنون در پاسداشت این هفته اداره کل کتابخانه های عمومی استان و برخی دیگر از سازمانهای فرهنگی به فراخور وظایف خود برنامه هایی را برای گروه های مختلف مردمی به اجرا گذاشته اند، سالهاست که مسوولان به دنبال گسترش فرهنگ کتابخوانی در میان مردم  هستند و تاکنون نیز طرحهای بسیاری همانند برگزاری مسابقه  کتابخوانی حضوری و غیر حضوری به همراه دادن جایزه های بزرگ و کوچک ،ارسال رایگان کتاب به درب منازل  و...  اجرا شده است. با همه این کارهای به انجام رسیده بازهم سرانه خواندن کتاب در میان مردم ما بالا نیست.براستی برای برون رفت از این مشکل چه باید کرد؟ اگر مسوولان می خواهند مردم ما کتابخوان شوند باید زمینه مشارکت و حضور آنها را در طرح و برنامه های کتابخوانی پررنگ تر سازند. شاید شما بینندگان همیشه خبرنگار بپرسید که چگونه؟ به عنوان نمونه سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان کار خوب قرار دادن کتاب در اتوبوس های درون شهری را از سال گذشته شروع کرد و آن را ناتمام رها کرد . با اندوه بسیار باید گفت که برخی از مردم ما هم فرهنگ پذیرش کارهای مشارکتی را ندارند.اگر شهروندان در نگهداشت کتابهای داخل اتوبوس ها رعایت حقوق دیگر شهروندان را می کردند؛بدون شک سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری اجرای این طرح را ناتمام نمی گذاشت. به سامان رسیدن هر طرح فرهنگی نیازمند مشارکت همه مردم است. می توان در کنار درب یک نانوایی قفسه ایی با چند کتاب گذاشت  و مردم وقتی توی صف هستند برای این که وقتشان از دست نرود به خواندن  کتاب بپردازند. می توان با اتحادیه های صنفی مانند صنف آرایشگرهای شهر به توافق رسید و تعدادی کتاب به هر آرایشگر شهر داد تا برای استفاده روی میز جلوی مشتریانشان قرار دهند .از این رو می توان  ده ها طرح کوچک فرهنگی دیگر که شاید شما هم از نزدیک دیده  و یا در ذهن خود داشته باشیدبرای گسترش فرهنگ کتابخوانیاجرا کرد. از اینرو هر جا مردم در هر کاری مشارکت داده شدند و آن کار به عنوان یک فرهنگ در میان آنها پذیرفته شد؛ فرجام آن کار ،ماندنی و پایدار شد.گسترش فرهنگ کتابخوانی نیازمند طرحهای بزرگ و پولهای فراوان نیست؛می توان با طرحهای کوچک هم  کارهای بزرگی را به انجام رساند.

زبان شیرین پارسی را در فضای مجازی پاس بداریم

چرا پارسی سازی؟ به این پرسش در تارنگار گنجینه واژگان پارسی این گونه پاسخ داده شد که با پارسی سازی:

١ - جــُــداسری های دستوری كه با واژگان بیگانه آمده اند از میان می روند.

٢ - لغزش كمتری در نوشتار رخ می دهد ( س.ص، ظ،ض ز،ذ،... )

۳ - زبان یكدست تر و قانون مند تر و پویا ترمی شود.

۴ -یادگرفتن آن برای كودك و بیگانه آسانتر می شود.

۵ - نابود نشدن یکی از تنوع (کراشِگی) جهان که یکی از آن زبان می باشد.

۶ - با فرهنگ نیاكان پاك خود پیوند می سازیم،

۷- زبان آهنگین می شود چون واژه های گلوخراش می روند.

۸ -به كشور های با فرهنگ و پیشرفته ی جهان نزدیك تر می شویم با این وجود هر چه فرهنگ و... پربار تر باشد از نظر اقتصادی(اَبُری) هم چند گام جلوتر می رویم چون زبان زیبا و شیوا داریم با این وجود بیشتر مردم سراسر جهان را پذیرای خود می کند و سپس بدینگونه گردشگر بیشتری هم می پذیرد.

 من نیز برای پا نهادن در این راه و شروع پارسی نویسی در تارنگار همیشه خبرنگار،نوشته زیر را برای نمایاندن همیشه خبرنگار به مدیران سایر تارنگارها آماده کردم .بر آن امید که روزی فرا رسد که روح زبان پارسی سره  بر سراسر نوشتار ما جاری  و ساری باشد.

  بسی رنج بردم درین سال سی       عجم زنده کردم بدین پارسی

سي و پنج سال از سراي سپنج         بسي رنج بردم به اميد گنج

مدیر محترم تارنگار(وبلاگ):

درود بر شما
نخست خودم و سپس شما را در این فضای مجازی به پاس داشتن زبان شیرین پارسی سفارش می کنم .اگر تاکنون به تارنگار همیشه خبرنگار سرزدید و آن را به پیوندهای تارنگارتان افزوده کردید از شما سپاسگزارم .اگر نه ؛پس لطف نمایید و براي گسترش روزنامه نگاری شهروندی و ارتقای سواد رسانه ایی شهروندان آن  را به پيوندهاي تارنگارتان افزوده كنيد.خواهشمند است بدون هیچ سامه ای(شرطی) تنها با هدف گشودن پنجره ایی جدید فراروی بینندگان تارنگارتان ، نشانی پیوند همیشه خبرنگار را به آن بیافزایید. نوشتن به زبان پارسی سره تجربه گرانسنگ و شیرینی است؛شما را به آزمودن و سیر در این راه دعوت می کنم.
با سپاس فراوان
پیروز سرافراز باشید

برای نوشتن متن بالا به زبان پارسی سره ، از تارنگار گنجینه واژگان پارسی بهره بردم.


نمایندگان گلستان در مجلس شورای اسلامی با دنیای وبلاگ نویسی بیگانه اند

در  مرور اخبار ایران و جهان از سایت خبری قطره ،لینک خبر لیست وبلاگ نمایندگان به تفکیک استانها  را  از اینجا باز کردم.ناخودآگاه به دنبال اسامی نمایندگان استان رفتم.متاسفانه نشانی از  وبلاگ هیچ یک از نمایندگان استان نیافتم. شاید از این که برخی از نمایندگان استان دارای پایگاه اطلاع رسانی هستند خود را بی نیاز از داشتن وبلاگ دانستند.اما متاسفانه با بررسی وب سایت های نمایندگان استان پی می بریم که بیشتر این وب سایت ها نیز از چندان جذابیتی برخوردار نبوده  و بعضا مدتهاست که اطلاعات بخش های اصلی آن بروز رسانی نشده است. با توجه به نزدیک بودن حضور مجدد نمایندگان فعلی استان در رقابت انتخاباتی مجلس، امیدواریم که  آنها به نقش و تأثیر وبلاگها به عنوان ابزار اطلاع رسانی رایگان و ساده برای ارتباط با شهروندان و پاسخگویی به آنها از طریق دریافت بدون واسطه نظراتشان بیش از گذشته اهمیت بیشتری بدهند و بعد از این ما شاهد حضور پررنگ نمایندگان استان در فضای سایبری باشیم.

برای رهایی از این وابستگی باید کاری کرد

برایتان نوشتم که اشکال بوجود آمده در بلاگ اسکین،سایت سرویس دهنده قالب وبلاگ به همیشه خبرنگار سبب شد که صبح امروز پس از بروز رسانی وبلاگم،  قالب آن به قالب پایه بلاگفا تغییر پیدا کند.خوشبختانهظهر امروز مشکل بلاگ اسکین حل شد . فکر می کردم که برای کدهای قالب  وبلاگم مشکلی بوجود نمی آید. بلاگ اسکین آمد ولی از قالب وبلاگم خبری نشد.اگرچه نسخه پشتیبان آخرین تغییرات کدهای قالب وبلاگم موجود است؛ ولی برای پیشگیری از مشکلات بعدی ،تصمیم من برای رهایی از این وابستگی جدی تر از گذشته شده است. از این رو شما بینندگان همیشه خبرنگار می بایست تا چند ماه آینده به این قالب ساده عادت کنید. در این میان اگر توفیقی باشد تا چند ماه آینده پس از فراهم شدن شرایط مناسب ،با امکانات  مستقل و بهتری در خدمت شما می باشم. از لطف و همراهی شما همرهان همیشگی همیشه خبرنگار سپاسگزارم.

استفساریه ایی برای حقوق مادام العمر؛ نمایندگان مجلس ما را چه شده است؟

در روزنامه جمهوری اسلامی امروز خبری با این تیتر منتشر شد:در قالب طرح استفساريه قانون خدمات كشوري نمايندگان مجلس براي خود حقوق مادام العمر تصويب كردند!.خلاصه  خبر این است که نمایندگان مجلس در جلسه روز دوشنبه پیش از تعطیلات عید سعید غدیر خم به خودشان و دیگر مدیران سیاسی این دولت که بعد از این اگر از منصب و اسم بیفتند عیدی خوبی دادند و با تصویب این استفساریه کمک کردند که بعد از این بازماندگان از انتخابات مجلس این دوره و بعد از آن و افتادگان از میز و مسئولیت در مناصب سیاسی نگران کاهش حقوق و مزایای خود و جبران آن نباشند. خیلی با خودم فکر کردم که نمایندگان مجلس ما را در روزهای آخر فعالیتشان چه شده است که به چنین مصوباتی تن می دهند.براستی این مصوبه مشکل چند درصد از جمعیت کشور ماست .آیا از این مصوبه این گونه برداشت نمی شود که نمایندگان محترم با تصویب آن بیشترین نگاه را به خودشان داشتند؟نمایندگانی که اکنون حقوق بالایی می گیرند و برای روز بعد از راه نیافتن دوباره خود به مجلس از طریق همین مجلس پشاپیش چاره اندیشی کردند وبه قولی اگر از اسم و مسئولیت نمایندگی مجلس افتادند لااقل از رسم آن نیافتند.  من که هنوز از این مصوبه مجلس توجیه نشدم ،شما خواننده همیشه خبرنگار را نمی دانم .هنوز فرصت پیگیری چرایی این مصوبه را از نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی پیدا نکردم. در روزنامه جمهوری اسلامی امروز آمده است:راي مجلس شوراي اسلامي به يك استفساريه كه به موجب آن از اين پس با حداقل دو سال پست سياسي، مي‌توان 80 درصد حقوق مديريتي را الي الابد دريافت كرد، موجب اعتراض رسانه‌ها شد. براساس اين تصميم كه با اصرار اوليه حدود 120 نماينده و همراهي اكثريت مجلس اتخاذ شد كساني كه حداقل دو سال در پست‌هاي سياسي باشند، درصورتي كه از اين پست‌ها بركنار شده يا كناره گيري كنند، درصورتي كه به سمت پايين‌تر منصوب شوند و حقوقشان كمتر از 80 درصد قبل باشد، بايد مابه التفاوت حقوق به گونه‌اي به آنها پرداخت شود كه از 80 درصد فوق‌العاده پرداخت حقوق برخوردار شوند. نمايندگان مجلس همچنين مقرر كردند كه بازنشستگان اين مناصب نيز از اين دريافتي دائمي برخوردار باشند. البته اين مصوبه شامل مديران و مسئولان سياسي دولت‌هاي قبل نمي‌شود و از اين پس لازم الاجراست.تاکنون  این استفساریه که  تنها بیش از دو روز از تصویب آن می گذرد، با واکنش منفی مطبوعات ، رسانه های و سایتهای خبری و تحلیلی مواجه شده است در نخستین واکنش سایت خبری تحلیلی عصر ايران در اعتراض به اين اقدام، آن را ضد مردمي دانست و از نمايندگان پرسيد اين مصوبه، مطالبه چند نفر از 75 ميليون جمعيت ايران بوده و كدام يك از شما نماينده‌ها جرأت دارد و اساساً رويتان مي‌شود كه حوزه انتخابيه تان برويد و به مردم بگوييد كه چنين چيزي را تصويب كرده ايد؟ پیش بینی می شود که این مصوبه در روزهای آینده جزو خبرهای روز و سئوال مردم از نمایندگان شهرهایشان خواهد شد. در خوشبینانه ترین حالت می توان این استفساریه را برای افزایش انگیزه در بین افراد برای پذیرفتن مسئولیت و جبران خدمت  ناشی از سختی مسئولیت در مناصب سیاسی و عواقب بعد از آن  تفسیر کرد.امیدوارم که خبرنگاران مطبوعات استانی این سئوال را از تک تک نمایندگان استان ما بپرسند و حقیقت آن را برای مردم روشن کنند. 

در دسترس نبودن بلاگ اسکین و تغییر ناخواسته قالب همیشه خبرنگار

اشکال بوجود آمده در بلاگ اسکین،سایت سرویس دهنده قالب وبلاگ  به همیشه خبرنگار سبب شد که صبح امروز پس از بروز رسانی وبلاگم،  قالب آن به قالب پایه بلاگفا تغییر پیدا کند. این اتفاق  انگیزه ایی شد تا در آینده ایی نزدیک بدنبال رهایی از این وابستگی باشم.امیدوارم که این اشکال در کوتاهترین زمان ممکن  از سوی تیم فنی بلاگ اسکین بر طرف شود. 


بازخوانی خاطرات«آقا دوربینی» :عشق به دوربین مرا مجرد نگه داشت.

در گزارش قبلی برای شما تا اینجا نوشتم که در نگاه کلی و گشتن دو ساعته در نمایشگاه مطبوعات چیدمان غرفه های مطبوعاتی و خبرگزاریها نسبت به سالهای قبل کاملا فرق کرده بود.بعد از پایان یافتن آشنایی با غرفه ها از ساعت 12/30بعد از ظهر دوباره به ابتدای ورودی نمایشگاه آمدم و این بار غرفه هایی را که در بازدید قبلی انتخاب کردم،به سراغشان رفتم.در یک ساعت اول بازدید هنگام بازدید از غرفه ایران- روزنامه ایی که تا نیمه اول سال 87 به مدت دو سال در استان گلستان سرپرستی آن را به عهده داشتم- حضور فردی که در حال گفت و گو با خبرنگار روزنامه بود توجه ام را جلب کرد. ابتدا فکر کردم یکی از مدیران خانه کارگر است .بعد که کمی نزدیکتر رفتم از جوابهای او به سئوالات خبرنگار روزنامه ایران فهمیدم که او کس دیگری است. از یکی از خبرنگاران روزنامه پرسیدم.گفت که او آقای دوربین است. او پیش از این یکبار با عکس زیر به صفحه اول روزنامه ایران آمد.

 بعد از نمایشگاه با مطالعه مصاحبه های مختلف ،از آقای دوربینی و شخصیت  و خاطراتش  اطلاعات بیشتری بدست آوردم . «آقا دوربینی» که علاقه اش به دوربین از قبل از انقلاب بوده، موفق به دیدار امام راحل و سیدحسن خمینی شده و حتی دست امام را هم بوسید و معتقد است که هرگز از شغل «آقا دوربینی» دست نخواهم کشید و عشق و علاقه اش به دوربین مثل علاقه یک سیگاری به سیگار است .یکی از حاشیه های جالب هیجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاریها، حضور مکرر حسین نمازی یا همان «آقا دوربینی» و یا به گفته خود وی «مزاحم تصویربرداران تلویزیونی» در این نمایشگاه بود.وی که عشق و علاقه به دوربین دارد و هدفش معروف شدن در بین مردم است، نمایشگاه مطبوعات را بهترین فرصت برای کار خود دریافت و تقریبا در طول یک هفته کار نمایشگاه هر روز به آنجا سر می زد.بسیاری از مردم با دیدن این فرد در نمایشگاه، اولین واژه ای که به بغل دستی خود می گفتند «آقا دوربینی را ببین» بود و البته یواشکی.کاری که خود نمازی آنرا دوست دارد و می گوید نیازی به نشان دادن من به بغل دستی بصورت یواشکی نیست.وی معتقد است که من تعجب می کنم از اینکه خود را به مردم نشان دهم، زحمات زیادی می کشم تا در کادر دوربین قرار بگیرم اما وقتی در میان مردم هستم مرا یواشکی به همدیگر نشان می دهند.

«آقا دوربینی» خود را برادرزاده حسین نمازی وزیر اقتصاد و دارایی که در شش کابینه در دولت های محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر، کابینۀ موقت محمدرضا مهدوی کنی، دولت‌های اول و دوم میرحسین موسوی و دولت اول محمد خاتمی وزیر بود، معرفی می کند.از میان مصاحبه های مختلفی که از او در مطبوعات و سایتهای خبری منتشر شد مصاحبه خبرنگار جهان در حاشیه نمایشگاه با «آقا دوربینی» را برای شما بینندگان همیشه خبرنگار انتخاب کردم که در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

به امید روزی که تقدیر غدیر به دست فرزند غدیر رغم خواهد خورد.

                                     تو آن عاشق ترین مردی كه در تاریخ می گویند                                   تو آن انسان نایابی كه با فانوس می جویند 


تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند                                                         تمام ابرها در شط چشمان تو می مویند 


                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        شعر : زنده یاد حسن حسینی


هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.هرکه با او بستیزد 


و بر ولایتشگردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)


علی خورشید شکفته در غدیر ، باران بهار در کویر  است،  او بر مسند عاشقی شهی بی همتاست، بر ملک محمدی علی


 امیر و فرمانرواست .تمام لذت عمرمان در این است که مولایمان امیرالمومنین است . . .

همرهان همیشه خبرنگار

به عشق نام مولایم  علی امیر المومنین(ع) برایتان نوشتم    که چه عیدی بهتر از عید غدیر...


      ضمن تبریک وشادباش این روز به شما و خانواده محترمتان، همه ما به انتظار روزی نشسته ایم              

که  در آن روز:


تقدیر غدیر به امر خدای غدیر و به دست فرزند غدیر رغم خواهد خورد.


خدایا در ظهورش تعجیل فرما.آمین یارب العالمین


عین الله تاجیک

مدیرمسئول

شلیک گلوله،حمله با چاقو- تودیع و معارفه ایی که رنگ خون گرفت

هر یک از ما در طول روز از رسانه های مجازی و مطبوعات و رادیو تلویزیون اخبار مختلفی از حوادثی که در طول روز در ایران و جهان اتفاق می افتد می بینیم ،می خوانیم و یا می شنویم .دیروز در رسانه ها خبری منتشر شد که در نوع خود با دیگر اخبار حوادثی که تا بحال به گوشمان رسیده  متفاوت بود.این حادثه که خبر آن را در ادامه می خوانید.زنگ خطری است برای دولتمردان ،از چرایی این اتفاق نمی توان به سادگی گذشت. وقتی به هر بهانه ایی به افرادی که معلوم نیست چه نسبتی با نظام و انقلاب دارند و تنها بدلیل ارتباطات  و مرید بودن به یک جریان حاکم مسئولیت می دهند.فرقی نمی کند این آسیب تنها مربوط به این دولت نیست و بعد از جنگ همه دولتهایی که بر سر کار بودند با منابع انسانی  و نیروهای کارشناسی در دستگاههای اجرایی این گونه برخورد داشتند . نباید از این اتفاق در یک سازمان دولتی به سادگی گذر کرد.باید بررسی کرد که در جامعه امروز چه اتفاقی رخ داده که در میان قشر کارمند دولت یکی پیدا می شود که  در جایگاه بازرسی دستگاه برای از دست ندادن  پست و میز دست به جنایت بزند.با این مقدمه در ادامه اصل ماجرای اتفاق افتاده را به گزارش «جوان آنلاين» بخوانید.عصر روز شنبه ۲۱ آبان‌ماه مأموران كلانتري ۱۴۸ انقلاب از طريق تماس شهروندي از وقوع تيراندازي و زخمي شدن دو مرد در ساختمان صنعت و تجارت تهران باخبر شدند. مأموران پليس كه بلافاصله در محل حادثه حاضر شده بودند، دريافتند دقايقي پيش- يدالله صادقي- رئيس سازمان صنعت، معدن و تجارت تهران از ناحيه صورت هدف گلوله قرار گرفته است و همچنين در اين حادثه مرد ديگري به نام موسوي با يك شئي برنده‌اي مجروح شده و هردو نفر توسط عوامل اورژانس به بيمارستان پارس منتقل شده‌اند، بلافاصله تلاش تيم پزشكي براي نجات جان اين مجروحان آغاز شد. پزشكان در نخستين اظهارنظر خود اعلام كردند كه وضعيت جسمي دو مجروح روبه بهبودي است. مأموران پليس با توجه به حساسيت موضوع اين حادثه را به بازپرس كشيك ويژه قتل پايتخت اطلاع دادند. با اعلام اين خبر تيم جنايي با حضور در محل حادثه و بيمارستان تحقيقات خود را آغاز كردند. در نخستين شاخه از تحقيقات پليسي مشخص شد، مرد ضارب- ابراهيمي- معاون بازرسي سازمان صنعت، معدن و تجارت بوده است كه قرار بوده در روز حادثه توسط رئيس سازمان مربوطه توديع و مرد ديگري به جاي وي بر كرسي معاونت تكيه بزند. اين مرد ضارب هنگامي كه متوجه مي‌شود قرار است از مسند معاونت كنار برود در گفت‌وگو با رئيس سازمان تلاش زيادي مي‌كند تا نظر وي را نسبت به خود عوض كند. وي كه متوجه مي‌شود صحبت‌هايش نتيجه‌اي در اين تصميم ندارد، پس از مشاجره لفظي با يدالله صادقي در محل برگزاري مراسم توديع و معارفه ناگهان با كشيدن اسلحه كلت به صورت اين رئيس شليك مي‌كند و پس از اين تيراندازي همچنين با حمله به سوي مردي كه قرار بود تا چند لحظه ديگر به جاي او معارفه شود، وي را نيز با شيء برنده‌اي مجروح مي‌كند. افراد حاضر در اين مراسم كه از اقدام اين معاون به شدت وحشت كرده بودند بلافاصله پليس را از اين حادثه باخبر مي‌كنند. اين ضارب پس از اين اقدام با تهديد اسلحه موفق به فرار مي‌شود. تحقيقات درباره اين حادثه به دستور قاضي پرونده توسط تيم جنايي ادامه دارد. پليس در تلاش است تا اين متهم فراري را هرچه زودتر دستگير كند.

او هنوز هم با نجوای قلمش پشت سنگر سکوت، یک رزمنده است

خداحافظی عبدالرضا چراغعلی  از فضای مجازی تاکنون با واکنش های مختلفی از سوی بینندگان  گرگان نامه مواجه شده است.با بررسی مجموع نظرات ارسالی ذیل آخرین مطلب این وبلاگ که از سوی مدیر آن تایید و منتشر شده است می توان بوضوح دریافت که بیشتر نظر دهندگان با تعطیلی آن موافق نبوده و در عین حال با آگاهی از شرایط  و مشکلاتی که عضو شورای اسلامی شهر گرگان با آن دسته پنجه نرم می کند،به او حق داده و قرار گرفتن مقطعی مهندس چراغعلی را در پشت سنگر سکوت به صورت مشروط پذیرفته ودر آینده ایی نزدیک تا فراهم شدن شرایط و بستر مناسب فعالیت این وبلاگ پر مخاطب،بازگشایی مجدد آن را به انتظار نشسته اند.

 مهندس امیر رضا رضایان یکی از اعضای انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست که بعلت کسالت در یک ماهه اخیر چندان در فضای مجازی فعال نبود در آخرین پست بروز رسانی وبلاگ خود نسبت به این تعطیلی واکنش نشان داد.همیشه خبرنگار با توجه به نگاه نو نویسنده به این موضوع ، آن را برای بینندگان خود باز نشر می کند. مهندس رضایان در وبلاگ خود می نویسد: از همان اول با سایرین فرق می کرد، از جایگاهی که داشت حرف دل مردمی را می زد که صدایشان به دم در خانه هایشان هم نمی رسید چه برسد به گوش آنهایی که باید. از آمار بالای خودکشی و طلاق در استان گرفته تا وضع بحرانی معیشتی مردم و ازدیاد روز افزون بیکاری. عبدالرضا چراغعلی نماینده اول شهر گرگان در شورای اسلامی شهر که منتخب اول بودن به نام وی بوده و به کام دیگران. طاقت سکوت را نداشت و از همرنگ جماعت شدن عاصی. سفره پر درد دلش، چشمان خون باری بود که علیرغم صبر و بردباری اش درد درونش را از فرسنگ ها فریاد می زد.فرزند پیغمبر نبود و مثل من و شما عاری از گناه و عیب هم نبود، بسی نقد و گلایه در کارهایش می توان یافت که در جای خود قابل بررسی است. آن دلاورِ دیروز گردان های جنگ، امروز کهنه سربازی ست که ترکش هایی که از خودی خورده زهر دارتر و دردناک تر آن هایی ست که از اجانب خورده بود.نه ملی مذهبی بود و نه مارکسیست، نه برای چپ تب می کرد و نه سنگ راستی ها را به سینه می زد، عیب بزرگش این بود که حرفهایی می زد که نباید می زد و با کارهایش وجدانهایی را غلغلک می داد که قرار بود سالها خوابِ خواب باشند.تریبونش وبلاگش بود که از آن ،چه به جا استفاده کرد. قطره ای بود که باران شد، داشت می بارید که زمین خشک و خسته را شاداب کند اما . . . . عبدالرضا چراغعلی امروز از دست ترکش خودی ها زیر سنگر سکوت پناه گرفته بلکه بیش از این پیکرش جولانگاه تیر و ترکش نشود. آرزوی بازگشتش به وبلاگ را ندارم چون بیش از این طاقت دیدن چهره رنجورش را ندارم، خسته شدم از بس به دفترش رفتم و چهره افروخته اش را پشت خوش و بش های روزانه مخفی می کرد.خدایا هر کجا هست به سلامت دارش . . . 

هیجدهمین نمایشگاه مطبوعات به روایت همیشه خبرنگار-1

هجدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها در حالي در روز سه شنبه دهم آبان ماه به کار خود پایان داد كه بنا بر اعلام مسوولان برگزاري نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها يک ميليون نفر در طول هشت روز برپايي از اين رويداد فرهنگي بازديد کردند كه اين رقم نسبت به سال گذشته بي‌سابقه به شمار مي‌رود.بر اساس قولی که به بینندگان همیشه خبرنگار دادم، اگر چه دیر هنگام اما در این جند روز فرصتی فراهم شد تا آنچه را که در روز آخر نمایشگاه دیدم در قالب گزارش مختصر و مفید به رشته تحریر درآورم. روز آخر نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها ساعت 10 صبح جلوی درب ورودی سالن نمایشگاه در دو بخش برادران و خواهران جمعیت بسیاری تجمع کرده اند. روزهای قبل نمایشگاه ساعت 9 صبح بر روی مردم باز می شد. روز آخر بعلت بازدید دکتر  احمدی نژاد و هیئت همراه یک ساعتی دیرتر نمایشگاه آغاز شد. بعد از استقرار غرفه داران در نمایشگاه،افراد ایستاده در پشت درب ورودی سالن که جمعیت آنها حداقل  در هر بخش به 500 نفر می رسید،هر یک خودشان را از میان جمعیت متراکم با فشار و زحمت به ورودی سالن می رساندند وحراست سالن پس از بازدید بدنی و گشتن کیف آنها و در صورت نداشتن لپ تاپ به آنها اجازه می داد که وارد سالن شوند. در دو طرف سالن ورودی  برادران و در کنار کیوسک اطلاع رسانی ،نمایشگاه هنر و رسانه برپابود،در این نمایشگاه از منظر هنر و در قالب عکس به ابعاد مختلف جایگاه و نقش رسانه ها در جامعه پرداخته شد.بدون شک هنر زبان گویایی برای همه فهم کردن بسیاری از مفاهیم دشوار و غیر ملموس زندگی امروز ماست . بازدیدکنندگان این بخش از نمایشگاه با ابعاد مختلف نقش متقابل هنر و رسانه آشنا شدند. به گفته یکی از بازدیدکنندگان که روز اول نمایشگاه و در مراسم افتتاحیه نیز حضور داشته است، معمولا آخرین روز نمایشگاه از شور و حال روزهای اول برخوردار نخواهد بود.درهمان ساعت اولیه بازدید سطحی که با هدف آشنایی با فضای کلی نمایشگاه انجام شد عدم حضور برخی از غرفه داران و بی تفاوتی برخی از مسئولان غرفه ها نسبت به برخورد غیر فعال با مراجعان و پاسخگویی کم انگیزه به آنها، به گفته این بازدیدکننده رسیدم. چرا که به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست. البته در این میان مسوولان برگزاری نمایشگاه در مصاحبه های مختلف با رسانه ها از حضور مخاطبان و علاقمندان از سراسر کشور و استقبال آنها از نمایشگاه حتا در روزهای بارانی خشنود بودند. به گفته  معاون مطبوعاتی وزیر از همان شروع اين رويداد بزرگ رسانه‌يي نیت بر این بود که در روند برگزاري اين دوره از نمايشگاه از بعد كمي و كيفي تفاوت هایی ایجاد شود؛ تعداد غرفه‌هاي سال‌ گذشته كه بالغ بر 481 غرفه بود، امسال بالغ بر 600 غرفه  رسید و تا جايي كه امكانپذير بود فضاي بيش‌تري به نمايشگاه تعلق گرفت. نخستین تمایز هیجدهمین دوره به نسبت سایر دوره ها تغییر اساسی در چيدمان غرفه‌ها و بخش‌بندي موضوعات مطبوعاتي  و خبرگزاریها بود که برایم جالب بود.سر گذرگاه و غرفه های سالن با نشریات فرهنگی و دینی  شروع و در انتها با مطبوعات استانی خاتمه پیدا می کرد. در این فرصت اندک بازدید از نمایشگاه در غرفه های مختلف نکاتی را یافتم که در  چند پست بعدی به اطلاع شما بینندگان همیشه خبرنگار می رسانم.

اَدشی که پله های ترقی را به سرعت در حال پیمودن است

اولین بار نام او را دو سال پیش زمانی که مدیر روزنامه ایران در استان گلستان بودم از زبان خبرنگار روزنامه ایران در استان شنیدم.  در آن زمان خانم خبرنگار برایم گفت که در صفحه ایران زمین روزنامه  ایران خبری را خواندم که برایم تعجب برانگیز بود.در آن خبر آمده بود عین الله تاجیک بخشدار قرچک در ارتباط با ... گفت،ناخودآگاه به ذهنم خطور کرد که نکند این تاجیک همان تاجیکی باشد که با من همکار است.البته او با طرح  این مساله در نزد خانم و رد آن از سوی او زود فهمید که اشتباه کرد 

با گذشت دو سال از آن ماجرا،ناخودآگاه به ذهنم رسید که باب این موضوع را در نزد بینندگان همیشه خبرنگار باز کنم  و به آنها پیشنهاد کنم که با این همه مراجعه ایی که به سایت های مختلف جست و جو مانند گوگل و ... دارند در صورت تمایل یکبار نام و نام خانوادگی خود را بنویسند و ببینند که در فضای سایبری افراد حقیقی و حقوقی همنام با شما در جای جای ایران عزیز و یا در خارج از کشور چه کسانی هستند. من دو سال پیش بعد از باخبر شدن از  داشتن همنام  ، این کار را در گوگل انجام دادم و اَدش خودم را در یک نقطه دیگری از ایران که  اتفاقا  دارای شخصیت حقوقی و صاحب منصب سیاسی هم بود یافتم. عین الله تاجیک  دو سال پیش بخشدار  قرچک بود که در این مدت دو سال تا امروز پله های ترقی را یکی پس از دیگری در حال طی کردن است. در روزهای نخستین امسال در خبرها آمد که اَدش  همیشه خبرنگار با حکم استاندار تهران به عنوان معاون سیاسی امنیتی فرمانداری شهرستان پاکدشت معرفی شد.بخشدار سابق قرچک از توابع شهرستان ورامین حدود شش سال در این سمت مشغول فعالیت بود.تاجیک در طول شش سال حضور در بخشداری قرچک، دو بار به عنوان بخشدار نمونه استان تهران انتخاب شده و مورد تقدیر قرار گرفت .پیش از این، بهرام ستاری معاونت سیاسی امنیتی فرمانداری پاکدشت بود که در روزهای پایانی سال ۱۳۸۹ به عنوان فرماندار شهرستان جدیدالتأسیس پیشوا منصوب شد. مراسم تودیع و معارفه رسمی ادش ما ، در قرچک و پاکدشت، بعد از پایان تعطیلات نوروزی برگزار شد. او اکنون در شهرستان پاکدشت در جنوب شرقی استان تهران  و در جوار شهرستانهای تهران، ری، ورامین و پیشوا  در مقام  معاون فرمانداری پاکدشت مشغول خدمت است و من همیشه خبرنگار در استان گلستان و شهر گرگان  در کنار شغل کارگری دولت مشغول انجام وظیفه اطلاع رسانی نیز هستم.

رفتار مسئولانه و قابل تقدیر مدیر عامل شرکت گاز گلستان

صبح امروز مدیر عامل شرکت گاز استان گلستان در تماس با برنامه صبحگاهی رادیو گلستان از مردم کوی کاشانی که گاز منازل آنها در شب گذشته به مدت چند ساعت قطع شده بود عذر خواهی کرد. به گزارش اختصاصی همیشه خبرنگار ، در اواخر ساعات شب گذشته بر اساس اشکال فنی بوجود آمده، گاز منازل  یکصد خانوار ساکن کوی کاشانی گرگان قطع شد .  

مشکل فنی قطعی گاز با تلاش ماموران امداد و با حضور مسئول تعمیرات و رئیس اداره گاز ناحیه گرگان در ساعت یک بامداد رفع و  بلافاصله گاز منازل شهروندان این منطقه از گرگان وصل شد. با فرارسیدن فصل سرما موضوع قطع شدن گاز در بخش های از مناطق استان و افت فشار امری طبیعی است؛آنچه سبب شد تا همیشه خبرنگار به این رویداد به عنوان یک خبر برجسته بپردازد رفتار مسئولانه  و قابل تقدیر مهندس سنگدوینی مدیر عامل شرکت گاز استان گلستان است که در حرکتی انسانی به صورت خودجوش بدون آن که از صدا و یا سیمای گلستان کسی از این موضوع مطلع باشد، صبح امروز با برنامه صبحگاهی رادیو گلستان تماس گرفت و از طریق این رسانه ضمن اعلام این خبر به شهروندان  و بیان زحمات همکاران خود در  شرکت گاز استان بویژه شهرستان گرگان برای فراهم ساختن رفاه و آسایش آنها از مردم کوی کاشانی که گاز منازل آنها شب گذشته به مدت چند ساعت قطع شده عذرخواهی کرد. تاکنون فرهنگ عذرخواهی کمتر در میان مدیران استان ما مرسوم بوده است .  امید که حرکت این مدیر  استانی که در تکریم مردم و ارباب رجوع جزو مدیران برتر استان است از سوی استاندار گلستان مغفول نماند و این حرکت به نحو شایسته در پیش روی سایر مدیران استانی در جلسه شورای اداری استان مورد تقدیر قرار بگیرد.  لازم است با توجه به شعار دولت مبنی بر خدمتگزاری بی منت به مردم ،فرهنگ عذرخواهی و پاسخگویی به مردم به عنوان ولی نعمتان انقلاب برای سایر مدیران استانی بیشتر یادآوری شده و به صورت شایسته این فرهنگ  الگو سازی شود.کمترین فایده این توجه  و تقدیر از این مدیر خدمتگزار از سوی استاندار گلستان این است که بعد از این در صدا و سیما و مطبوعات  و در نزد افکار عمومی مردم شاهد این خواهیم بود که سایر مدیران استانی نیز برای اتفاقات غیر مترقبه و بحران های ناخواسته ایی که در حوزه مسئولیتی آنها در ارتباط با مردم استان بوجود می آید  در اولین گام بجای فرافکنی بدنبال  عذرخواهی و جبران آن باشند. 

استاد بلامنازع تیتر نویسی در بستر بیماری؛ دعایش کنید

 نمی شود روزنامه نگار باشی و "حسین قندی" را نشناسی، نمی شود گزارش نویس باشی و باز هم نام "حسین قندی" را نشنیده باشی. نمی شود کار خبر را دوست داشته باشی و کتاب روزنامه نگاری نوین و تخصصی استاد قندی را نخوانده باشی.

آنها که خبرنویسی را با حسین قندی گذرانده‌اند یا آنها که در مطبوعات از تجربیاتش استفاده کرده‌اند یا آنها که کتاب‌های آموزش روزنامه‌نگاری را خوانده‌اند نام این روزنامه‌نگار قدیمی را با یک چیز مترادف می‌دانند: استاد تیترنویسی در مطبوعات حسین قندی را من یکی خوب به یاد دارم، دکتر قندی انجمن روزنامه نگاران ایران. او استاد گزارش نویسی است، استاد تیترزنی. دانشجویانش می دانند که چقدر کلاس را دوست دارد ، چقدر از خودکار بیک برای نوشتن متنفر است و چقدر دوست دارد خفه ات کند وقتی در مطلب از واژه "می باشد" استفاده می کنی. برای تولدش روی درب کلاس نوشتیم "می باشد، اشتباه می باشد، است درست می باشد".دکتر قندی سخت ترین استاد دوران دانشجویی ام بود، بالاترین نمره اش 17 است و کسی که از استاد نمره 17 بگیرد یعنی گزارش نویس است ، او همیشه می گفت: "در روزنامه‌نگاری، همه نباید همه کار را بدانند. خود من به مدت ده‌سال فقط تیتر می‌زدم و اصولاً اصراری نیست همه بتوانند تیتر خوب بنویسند. شاید برخی خبر یا گزارش خوب بنویسند. روزنامه‌نگار کافی‌است در یک حوزه خوب عمل کند."با همه این تفاسیر دوست دارد همه روزنامه نگاران گزارش خوب بنویسند ،  امتحاناتش مانند تیترهایش عجیب است و سخت. برای امتحان از ما یک دایره کشید و تقسیم بندی بی نظم  و سه عدد با نام درصد. خیلی ها برگه را سفید تحویل دادند و خیلی ها آرام کناره گیری کردند. من اما نوشتم . سرتقی روزهای جوانی بود در مقابل غول گزارش نویسی . بارها بالای سرم ایستاد تا کمی هول شوم و همین بی توجهی به حرکات او در پایان 5 نمره را نصیبم کرد. او به من نمره  17 داد.با دکتر آخرین بار برای گزارش مادر شهید جهان آرا صحبت کردم . بعد از اینکه گزارش را خوانده بود با من تماس گرفت و مثلا خواست تشویق کند گفت: بدک نبود اما با تیترت گند زدی و من می دانستم این بهترین تعریف دنیاست! از دکتر قندی خیلی چیزها یاد گرفتم، این که " تیتر یک سخن متحول و موزون است، هدایت‌گر خواننده است و خواننده را به سوی هر جذب می کند". " تیتر شعر نغز مطبوعات است و ضرب‌آهنگ از ارکان تیتر بشمار می رود."حال این روزها شنیدم دکتر در بستر بیماری آلزایمر گرفتار شده است و حتی همسرش را هم به یاد نمی آورد. نمی دانم دکتر نوشتن را به یاد می آورد یا نه؟ نمی دانم دکتر قلم را به یاد می آورد یا نه؟ اما می دانم خیلی ها باید دکتر را در این روزها به یاد بیاورند. او و همسرش را تنها نگذارند.اما یک چیز را به خوبی می دانم  دکتر این متن را به خوب به یاد می آورد دکتر مگه نه؟"آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن ، نه دستی از برون، که همتی از درون لازم است، حالا اما ، نمی خواهم برخیزم، می خواهم اندکی بیاسایم، فردایی برمی خیزم وقتی فهمیده باشم، چرا زمین خورده ام."همیشه خبرنگار که خود از کتابهای این استاد بلامنازع تیتر نویسی در مطبوعات برای ارتقای دانش روزنامه نگاری خود بهره برده است برای سلامتی این استاد که بر گردن هر روزنامه نگاری حق دارد دعاگوست واز همه بینندگان التماس دعا دارد .

منبع :وبلاگ آدمک تنهاست بخند 

رازهای سر به مهر متکی : سکوتم را بعد از دولت دهم  می شکنم

بعد از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در همایش حامیان دولت اسلامی و بیان مطالبی در خصوص چگونگی عزل دکتر متکی وزیر سابق امور خارجه و دیدگاه رئیس جمهوری درباره بیداری انسانی،همیشه خبرنگار تلاش کرد در دو پست جداگانه مطالب احمدی نژاد و متکی را با عنوان زوایای پنهان عزل متکی از زبان احمدی نژاد و  مناظره غیر حضوری بین این دو بازتاب دهد.بگو مگو های غیر حضوری این دو بزرگوار گویا پایانی نخواهد داشت؛همیشه خبرنگاربا توجه به هم استانی بودن متکی و جایگاه او در جبهه متحد اصولگریان به عنوان دبیر اجرایی آن ، آخرین پاسخ متکی را در ارتباط با عزل خود برای اطلاع بینندگان منتشر می کند. وزیر خارجه سابق درباره اظهارات اخیر احمدی‌نژاد در گفت و گو با فارس عنوان کرد:واقعیت سفر سنگال و مطالب مطروحه در ملاقات وزیر امور خارجه (متکی) با رئیس جمهور پیش از این سفر آنگونه که بود انشاءالله و به شرط حیات در پایان دوره مسئولیت ایشان (احمدی‌نژاد) برای مردم عزیزمان بیان خواهد شد. منوچهر متکی وزیر امور خارجه سابق در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس درباره سخنان اخیر محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور گفت: از اظهارات آقای احمدی‌نژاد در ارتباط با وزارت امور خارجه متأسف شدم.وی افزود: شایسته جایگاه ریاست جمهوری نیست که در اظهارات 20 سطری ایشان، 24 نکته خلاف واقع، ناروا و یا ادعای نادرست وجود داشته باشد.متکی خاطرنشان کرد: واقعیت سفر سنگال و مطالب مطروحه در ملاقات وزیر امور خارجه (متکی) با رئیس جمهور پیش از این سفر آنگونه که بود انشاءالله و به شرط حیات در پایان دوره مسئولیت ایشان (احمدی‌نژاد) برای مردم عزیزمان بیان خواهد شد.وزیر خارجه سابق در پایان گفت: تا آن زمان برای سلامت و توفیق رئیس جمهور و دولت خدمتگزار دعا می‌کنم.