به امید روزی که دست هیچ پدری از شانه هیچ پسری برداشته نشود
پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. ... ...
پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی؟
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی.
به امید روزی که دست هیچ پدری از شانه هیچ پسری برداشته نشود.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط دبیر تحریریه همیشه خبرنگار
|
همیشه خبرنگار، پایگاه خبری تحلیلی مستقلی است که مدیر مسئول و سردبیر آن خبرنگاری است که در شهر مه و باران، گرگان سرافراز، فعالیت می کند.آبادانی گلستان در مسیر دست یابی به اهداف چشم انداز ایران 1404و شعار" همه با هم بسازیم گلستانی بهتر ز این"با استفاده از دانش روزنامه نگاری توسعه راهبرد ماست.