نکاتی که ذکر شد از جمله ی نکاتی بود که در طول ۴ یا ۵ جلسه ، به آنها واقف شدم و احساس می کنم راز موفقیت این گروه ، در گرو این نکات خصوصا نکته ی هشتم می باشد .اما یکی نیست بگوید حسین مداحی ! همه ی اینهایی که درباره ی این انجمنی ها گفتی ، صفات خوبی بود که شایسته است هر مومنی آنرا داشته باشد . چرا اگر خودتان این صفات را ندارید و یا کار فرهنگی بلد نیستید می گوئید : انجمن حجتیه ، اَخ پیف تُف ؟ خب شما هم مثل آنها خوب کار کنید . اصلا مگر این انجمن حجتیه چه مشکلی دارد ؟لازم می دانم در پاسخ به این سوالِ احتمالی ،به عنوان مقدمه ، توضیحاتی را در خصوص انجمن حجتیه بیان نمایم :

انجمن حجتیه با نام انجمن ضدبهاییت در سال ۱۳۳۱ تأسیس و سپس در سال ۱۳۳۶ با تدوین اساسنامه کار خود را با نام «انجمن خیریه حجتیه مهدوی» آغاز کرد. در اساسنامه، هدف از تأسیس را تبلیغ دین اسلام و مذهب جعفری و دفاع علمی از آن با رعایت مقتضیات زمان اعلام نمود. از مهم‌ترین نکات، تأکید بر عدم دخالت انجمن در امور سیاسی بود. به گونه‌ای که قید گشته بود: انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسوولیت هر نوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.از سایر نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابیان قرار گرفت، پذیرش رژیم حاکم و تأکید بر این نکته که تمام فعالیت‌ها در چهارچوب قوانین کشور انجام می‌پذیرد بوده است. تقریباً در تمامی بندهای اساسنامه به گونه‌ای بر این بحث تأکید شده است.

انجمن قبل از انقلاب اسلامی ایران
انجمن مدعی است که در طول دوران فعالیتش مورد تأیید مراجع بوده است. این مطلب متأثر از ماهیت مذهبی انجمن و خطر بهاییت در آن برهه بوده است. بهتر آن است که بگوییم چون کسی تصور مبارزه و سرنگونی رژیم را نمی‌کرد مبارزه با بهاییت می‌توانست کار مقبول و مفیدی باشد و در اولویت قرار گیرد. البته در این بین نمی‌توان از نقش و تأثیر سؤالات جهتداری که انجمن جهت تأیید خود از مراجع پرسیده است صرف‌نظر کرد. در این میان حضرت امام خمینی(ره) هیچ‌گاه به طور کامل انجمن را تأیید نکرده‌اند. ایشان یک‌بار مشروط بر صحت ادعاهای درج شده اجازه استفاده از وجوهات شرعیه را می‌دهند و پس از آن (بویژه پس از شروع مبارزات) دیگر تأیید نکرده‌اند.از نکات تاریک تاریخچه انجمن تقابل انجمن با حرکت انقلابی امام خمینی رحمت الله علیه در منسجم کردن انقلابیون بود که با شعار بزرگان انجمن مواجه شد که ” زور پشه را چه به زور فانتوم ” و همچنین از دیگر نقاط سیاه انجمن حجتیه سازش با رژیم پهلوی و همکاری با ساواک است. به گونه‌ای که خود اعضای انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک فرستاده و اگر خدای ناکرده مزاحمتی برای جلسات انجمن یا اعضای آن پدید می‌آمد به محض روشن شدن ارتباط آنها با انجمن مسأله رفع می‌گشت.ممانعت شهربانی در برگزاری مراسمات یزد و مذاکرات حلبی از تاریک‌ترین این مسایل است که در آن شیخ محمود حلبی با تکریم و تجلیل از جنایتکاران پهلوی و شاه ملعون یاد می‌کند.طرفین از این ارتباط رضایت داشته و حتی در اسناد ساواک آمده او جزو آن دسته از سخنرانانی که علیه حکومت سخن بگویند، نیستند. البته در تاریخ سخنرانی‌های ایشان هم بویژه از سال ۱۳۴۲ به بعد چیزی مبنی بر رد این ادعا یافت نمی‌شود. نقل شده است که در جلسه‌ای در حدود سال ۱۳۴۵ که آقای حلبی و شهید مفتح و جمعی دیگر از علما حضور داشته‌اند، شهید مفتح از اختناق و ممانعت از سخنرانی‌های مذهبی انتقاد و گله می‌کردند، آقای حلبی بر می‌آشوبد و اظهار می‌دارد که بد می‌کنید شما، برخلاف مصالح مملکت صحبت می‌کنید، دستگیرتان می‌کنند ولی کمیسیون‌ها و کنفرانس‌های عظیم تشکیل می‌دهیم و هیچ‌کس مزاحم ما نمی‌شود.این مسأله آن‌قدر حاد بوده است که انجمن در سال ۱۳۵۶ و پس از شهادت آقا سیدمصطفی خمینی و چاپ مقاله اهانت‌آمیز نسبت به حضرت امام خمینی(ره) با وجود تمامی ظلم‌ها و فسادهای دربار و شهادت مبارزان و شکنجه آنان توسط ساواک باز هم از سازمان مخوف برای ادامه حیات خود مجوز می‌گیرد.

انجمن در خلال مبارزات به جهت دید بسته خود نسبت به مرجعیت، حضرت امام خمینی(ره) را در کنار سایر مراجع یکسان می‌دیدند و لذا خود را شرعاً ملزم به حضور در مبارزات نمی‌دانستند و حتی مقابل و تمسخر هم می‌نمودند. در قبال این مسأله اسناد و رویدادهای متعددی است، از جمله سخنرانی مشهور آقای حلبی و واقعه نیمه شعبان ۱۳۵۷ و … در نیمه شعبان ۱۳۵۷ حضرت امام خمینی(ره) در اعتراض به جنایات رژیم، برگزاری جشن و چراغانی را تحریم نمودند، لیکن انجمن این اعتصاب را شکست و اقدام به چراغانی کوچه و خیابان‌ها کرد.برخی جملات مانند: مشت بر درفش چه می‌تواند بکند … چه کسی با آمریکا می‌تواند طرف بشود … یک خودکاری دستش گرفته، یک اعلامیه‌ای نوشته و می‌خواهد آمریکا را شکست بدهد، نیز منسوب به انجمنی‌ها می‌باشد.

انجمن پس از انقلاب اسلامی
انجمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا مدت‌ها در سردرگمی بوده و از هرگونه موضع‌گیری خودداری نموده است. اما پس از مدتی با اصلاح اساسنامه‌اش سعی در همراهی انقلاب نمود اما شواهد حاکی از باقی ماندن روحیه دینداری بی‌خطر و عدم اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی در بین آنان می‌باشد.از جمله اینکه انجمن همیشه مؤید پیروزی پس از پیروزی بوده است. بعنوان مثال پس از پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه‌های حق علیه باطل اقدام به تبریک به مسوولان و حضرت امام(ره) می‌نمود. لیکن هیچ دعوتی مبنی بر حضور در عرصه مبارزات انقلاب در طول پنج سال حیات رسمی پس از انقلاب از انجمن دیده نشده است.

تعطیلی انجمن حجتیه
در هر حال حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانی ای درد سال ۶۲ با اشاره غیرمستقیم انجمن را چنین مورد خطاب قرار می‌دهند:یک دسته دیگر هم تِزِشان اینست که بگذارید معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب(عج) بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت می‌آید معصیت را بردارد؛ ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا، اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید این دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می‌برد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.

در پی این سخنان حضرت امام خمینی(ره) انجمن در بیانیه‌ای که سراسر نشان از اختلافات فکری و اعتقادی آنها با خط امام دارد اعلام تعطیلی نمود.و باید اعتراف نمود که اگرچه این تعطیلی ، یک عقب نشینی استراتژی بود ، اما هیچوقت و هیچ زمان ، تشکلات انجمن حجتیه ، تعطیل نشد و از زمان تعطیلی تا به امروز، همواره در قالب هیئآت مذهبی و یا گردهمایی های دینی و … زنده بوده و در حال فعالیت می باشد به نحوی که جذب حداکثری و دفع حداقلی را در دستور کار قرار داده و توانست بسیاری از رجال را درون خود پرورش دهد . کسانی که امروزه یا سالهای نه چندان دور در دولت اصلاحات ، در پست های حساس ، کلیددار و یا سکاندار بوده اند و این مهم ، بر صاحبان دید دین سیاسی پوشیده نبوده و نخواهد بود .پس بیان توضیحات فوق ، این مهم مشخص می شود که اگرچه افرادی که در انجمن حجتیه در حال فعالیت هستند ، انسانهای به ظاهر مومنی هستند که از محسنات اخلاق برخوردار بوده و یا در زمینه های انتشار آئین تشیع ، به خوبی فعالیت می کنند اما باید یک نکته را مورد توجه قرار داد و آن اینکه :این افراد با اینکه در خیلی زمینه ها خوب فعالیت می کنند ، اما از مهمترین آرزوی و آرمان امامان شیعه که تشکیل حکومت اسلامی بوده است ، فاصله گرفته و بنا بر هیچ ادله ی معتبری می گویند که : قیامهای قبل از ظهور حضرت مهدی غیر مشروع است که البته این سخن ، سخنی بی جا بوده وتحقیقی در این زمینه به نگارش در آمده است و پیشنهاد می گردد که مطالعه شود .و متاسفانه بر اساس این تفکر ، در اوج مبارزات انقلاب اسلامی چه در زمان طاغوت و چه در زمان ۸ سال جنگ تحمیلی ، در کنار انقلاب اسلامی ایران و امام راحل نبودند و کسی که به قول حضرت امام خمینی رحمت الله علیه تز اصلی اش این باشد ” که معصیت زیاد بشود ” خب مسلما تفکر خطرناکی داشته و اهل تدبر نیست که ” ان الله یتقبل من المتقین ” و وقتی این تدبر نباشد ، می شود حکایت آن دزدی که دزدی می کرد و به فقرا می داد .حالا اینکه داستان بزرگترین کتابخانه ی شیعی با ظرفیت ۳۰۰ کتاب به ۸ زبان در سال ۸۳ به کجا کشید خودش می شود مثنوی ۸۰ مـَن ، که البته التماس دعا !