نسل ما و آینده پیش رو
وجود جمعیت جوان و نیروی کار پر انرژی برای هر کشوری مزیت محسوب می شود ولی اگر برنامه ریزی خاصی برای این نیروها صورت نگیرد می تواند به چالشی جدی بدل گردد .کشور عزیزمان ایران جزو کشورهای جوان جهان محسوب می شود ، طوري که انفجار جمعیت در اواخر دهه 50 و سراسر دهه 60 ، طی سالیان گذشته نمود عینی داشته است. به عنوان مثال در آن سالها کشورمان که دوران دفاع مقدس را نیز میگذراند با دشواری در خدمات رسانی در بخش بهداشت و سلامت مواجه شد ؛ به موازات آن در تامین برخی اقلام خوراکی نوزادان ازجمله شیرخشک و برخی دارو ها نیز به مشکل برخوردیم. این جمعیت چند سال بعد به سن تحصیل رسید و چون پیش بینی مدارس جدید برای آنها نشده بود، مشکلات ناشی از کمبود فضاهای آموزشی نمود یافت ، کلاسهای درس بسیار شلوغ و بعضا با پدیده مدارس سه شیفته نیز روبرو بودیم.با همه این مشکلات ، این نسل به سن تحصیل در دانشگاه رسید در حالیکه آموزش عالی ما نیز آمادگی پذیرش جوانان آماده و علاقمند به تحصیل را نداشت و ماندن پشت سد کنکور و دانشگاه به امری شایع تبدیل شده بود.چند سال بعد با آمادگی خیل عظیم جوانان تحصیل کرده و تحصیل نکرده برای ورود به بازار کار چالشی دیگر برای کشور رقم خورد و آن ایجاد اشتغال برای این نسل متراکم بود.البته به همه اینها باید بحث مسکن و ازدواج را نیز اضافه کرد که آن نیز داستانی مفصل دارد.اما همه این مشکلات کم کم با تدبیر مسئولان نظام و همکاری و صبر مثال زدنی همین جوانان محجوب و خانواده هایشان در حال برطرف شدن و خروش رودخانه عظیم جمعیت در حال تبدیل شدن به سیری متعادل و رو به آرامش است.اما همه اینها در جهت تبیین و تامین نیازهای اولیه و فیزیولوژیک این نسل بود ؛ جوانانی که بخش عمده جمعیت کشور را تشکیل می دهند و طی بیش از سه دهه گذشته برخی کاستی ها و فشارهای روانی ناشی از فراوانی عده خود را (دردوران دفاع مقدس و بعد از آن سازندگی کشور) با توکل بر خداوند و تاسی از آموزه های دینی تحت رهبری پدرانه بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب با آرامش پشت سر گذاشتند و مسلما این نسل از این پس نیز ضمن تلاش در جهت رفع این نیازها ، به دنبال تامین نیازهای ثانویه خود از جمله دیده شدن و مورد احترام واقع گردیدن هم هستند ، که از مصادیق آن می توان به مشارکت دادن این نسل در امور اجتماعی وسیاسی و استفاده از آنان در رده های مدیریتی کشور (به اقتضای سن و توانمندی افراد) اشاره کرد. این حداقل انتظار نسل جوان متخصص پا به عرصه اشتغال گذاشته است.اکثر صاحبنظران معتقدند که وارد کردن دفعی نیروهای جوان بدون همراهی تجربه با آنان صدمات جبران ناپذیری را هم برای نیروها و هم برای تشکیلات به همراه خواهد داشت ، بر این اساس لزوم کسب تجربه و قرار گرفتن نسل جوان در کنار بزرگترها برای تحصیل تجارب آنان ضرورتی اجتناب نا پذیر است. از سوی دیگر این نسل به دلیل مزیت جمعیت انبوه خود ، می طلبد که این مرحله (کسب تجربه) را سریعتر طی نماید تا به تبع آن مراحل انتقال قدرت در سطح مدیریت های میانی و خرد کشور از نسل پا به سن گذاشته به نسل جوان نیز زودتر به انجام رسد. بر همین اساس یکی از مظاهر این خواسته اجتماعی را در علاقمندی این نیروها به مشارکت در انتخابات مختلف به عنوان کاندیدا و یا حامیان کاندیداهای دیگر به صورت پر رنگ شاهد بودیم ، جوانانی که با انرژی و انگیزه ای وصف ناپذیر سعی در تغییر شرایط موجود به نفع منطقه و شهرستان محل سکونتشان داشته و دارند و تحول خواهی و عطش یادگیری و به تبع آن نوآوری و خلاقیت در آنان موج میزند.اما خواه ناخواه فرایند انتخابات به پایان میرسد و فقط یکی از میان همه برگزیده می شود و پرسش اساسی اینکه بعد از انتخابات چه باید کرد؟ و چگونه باید از ظرفیت بی بدیل این جوانان مشتاق استفاده نمود؟ جوانانی که آبدیده روزهای سخت و هنگامه های خطیر انقلاب اسلامی اند وبا حضور فعالانه و با برنامه خود در این دوره از انتخابات مجلس و نشان دادن وزن و عیار خود و جمع آوری آرای شهروندان برای کاندیدای مورد نظر خود از سویی و ایجاد شدن آمادگی در اين نيروها جهت حضور پررنگ در عرصه هاي خدمت رساني ، تصمیم سازی و تصمیم گیری آتی ، سنگين نمودن وزن سياسي شهرستان محل سکونت و بالا بردن تاثير گذاري سياسي- اجتماعي منطقه بر روي معادلات استاني در آتيه نزديك از سوی دیگر، به تکلیف سیاسی – اجتماعی خود بدرستی و ظرافت تمام عمل کردند را چگونه باید در یافت؟ و چه کسی متولی سامان دادن به این خیل عظیم نیروهای توانمند و البته علاقمند به مشارکت در عرصه های اجتماعی است؟تجربه سالهای اخیر نشان داده است که متاسفانه فکری اساسی برای نیل به این هدف نشده است و هر کس به فراخور نیاز و بنا به اقتضای زمان از این شور و شعور متمتع گشته و پس از آن دیگر هیچ ! این درحالیست که این چشمه همچنان جوشان و رودخانه پر برکت آن خروشان است.به نظرمی رسد برای نیل به این مقصود در ابتدا ورود بزرگان اجتماعی – سیاسی منطقه فارغ از هرگونه تعلق فکری و قومی برای شروع یک حرکت سنجیده و دقیق و آغاز نهضتی میمون در جهت بسط تحرک اجتماعی و توسعه دایره نفوذ قشر جوان ما در عرصه های اجتماعی به صورت متشکل و سازمان یافته ضروری باشد و جلوی فرصت سوزی هایی که تا به امروز شده به نحو مطلوب گرفته شود.با شکل گیری این حرکت ، امید آن می رود که این نسل پویا که همواره نقش سنگ زیرین آسیاب را ایفا نموده ، کم کم با بازیابی قوای خود و با تکیه بر تواناییهای علمی و هوش سرشاری که در تطبیق با مسائل اجتماعی و شرایط موجود دارند و البته شاگردی و استفاده از تجربیات بزرگترها تبدیل به نیروهایی کارآمد و سرمایه های اجتماعی منطقه شده و با یافتن راه های مناسب و منطقی برای حل مسائل پیش روی ، سرنوشت شهر و منطقه خود را در دست گرفته و به بهترین وجه رقم بزنند و زیر سایه بزرگان خود ، قله های پیشرفت و ترقی را سریعتر از گذشته ، یکی پس از دیگری فتح نمایند.
همیشه خبرنگار، پایگاه خبری تحلیلی مستقلی است که مدیر مسئول و سردبیر آن خبرنگاری است که در شهر مه و باران، گرگان سرافراز، فعالیت می کند.آبادانی گلستان در مسیر دست یابی به اهداف چشم انداز ایران 1404و شعار" همه با هم بسازیم گلستانی بهتر ز این"با استفاده از دانش روزنامه نگاری توسعه راهبرد ماست.