چند وقت پیش گزارش تظلم خواهی یکی جانباز شیمایی را منتشر کردیم. جانباز گلستانی که آنقدر در پیچ و خم اداره جات استان محل اقامتش خسته و بی انرژی شده بود که عاجزانه از ما خواست اسناد و گزارش اش را منتشر کنیم.ما بجای او شرم مان می آمد که تصویر و نامی از او منتشر کنیم. یعنی با کسی که سلامتی اش را برای آسایش و امنیت امروز مردم و مسئولین و عزت اسلام و انقلاب، خرج نموده است اینگونه باید برخورد کرد؟!یعنی کوتاهی برخی مسئولین تا حدی است که یک جانباز شیمیایی مجبور شود برای تامین حداقل های زندگی اش آبرویش را نادیده بگیرد و نام و تصویرش را رسانه ای بکند؟! تا شاید برخی از مسئولین در خواب رفته فریادهای نحیفش را شنیده و برایش قدمی بردارند ؟!بعد از انتشار این گزارش امیدوار بودیم که رگ غیرت و انقلابی برخی مسئولین به جوش آید و برای این مرد آسمانی قدمی هر چند اندک بردارند امّا نه تنها کسی برایش کاری نکرد بلکه شنیده ایم که استانداری گلستان او را توبیخ هم کرده است که چرا این موضوع ( یا همان فاجعه ) را رسانه ای کردید!!!خبرش به گوشمان می رسد برای پیگیری موضوع با استانداری گلستان تماس می گیریم همگی جلسه تشریف دارن! چند بار دیگر هم تماس می گیریم تا نهایتا به دفتر مشاور امور شاهد و ایثارگر آقای استاندار وصل می کنند. فردی تلفن را بر می دارد خود را معرفی می کنم و علت تماسم را پیگیری وضعیت یک جانباز شیمیایی مطرح می کنم.تا می شنود که خبرنگار " بی باک" هستم. می گوید بله می خواهید موضوع آقای رفیعی نژاد را مطرح کنید؟ خوشحال می شوم که او را فراموش نکرده اند با ذوق زدگی می گویم بله درباره ایشان سئوال داشتم. چرا مسئولین مربوطه برای ایشان کاری انجام نمی دهند؟ چرا دیگر ایشان باید توبیخ بشود؟! هنوز چراهای زیادی برای مطرح کردن داشتم مثلا اینکه آیا فاجعه نیست که یک جانباز شیمیایی در چادری در حاشیه شهر زندگی کند بعد عده ای 3000 میلیارد تومان به جیب بزنند و .... این آقا هم که انگار حسابی در پیچاندن حرفه ای شده خودش را راحت می کند و مثل بسیاری از مسئول دفترها می گوید چشم آقای فلانی که تشریف آوردند من تاکید می کنم که حتما با شما تماس بگیرند و ماجرا را توضیح دهند.
الان بیش از 10 روز است که آقای مشاور در اتاق جلسات گیر کرده اند و ما توفیق شنیدن پیگیری های ایشان را پیدا نکرده ایم!تماسهای جانباز شیمیایی که روز به روز امیدش کمرنگتر می شد همچنان ادامه دارد.

پی نوشت:

آقای استاندار جناب آقای مهندس قناعت، بعد از انتشار گفت و گوی همیشه خبرنگاربا جانباز گرگانی خانه بدوش، بنده هم همانند خبرنگار بی باک هر روز از این رزمنده شیمیایی دفاع مقدس پیامک دارم که از شرمندگی نمی دانم چه بکنم. چون نه مسئولم که کاری بکنم و نه امکاناتی دارم که او و خانواده اش را از این وضعیت خارج کنم ،سخن آتشین شما در یادواره شهدای کردکوی گام اول قبولی شما در ولایت پذیری بود؛آیا در این مدت با آگاه شدن از مشکلات این رزمنده و جانباز بدون درصد جانبازی، نمی توانستید در عمل به فرمایشات مقام عظمای ولایت و تکریم ایشان از جانبازان در هفته دفاع مقدس، شما هم گره از کار این رزمنده شیمیایی آواره و سرگردان بگشائید.البته در آخرین پیامک دریافتی از ایشان در ساعت 15:30 امروز شنبه آقای رفیعی نژاد برایم نوشت که:خبرهای خوشی برای ما در راه است البته نه از طرف مسئولان استان بلکه خارج از استان،چه از طرف مردم خیر  و یا از طرف مسئولان خارج استان.ای کاش روحیه ایثار با تخریب همراه نشه؟ آقای استاندار  در گام دوم آزمون ولایت پذیری به احترام خون شهدا و برادر شهیدت برای حل  مشکل این جانباز لااقل کاری بکن.